اختراع دوباره؟ Introduction to Logic

فصل ۱: منطق چیست و نیاز به آن به‌قدر عافیت - بخش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱
 منطق به‌قدر عفیت؟
قیاس تمثیل/آنالوژی!
از قیاسش خنده آمد خلق را

می‌گویند روزگاری در پايان يك دوره تدريس منطق، استاد زمانی را در آينده تعيين و از منطق آموز خواست به شهر و ديار خود رفته و در زمان معهود براي ارزشيابی خود مراجعه نمايد. منطق آموز پس از مطالعه فراوان درس به‌موقع برگشت. استاد پرسيد چه ديدی و چه گذشت؟ منطق آموز گفت به‌خوبی و خوشی، زياده عرضی نيست. استاد گفت به تجديد دوره نیاز هست. اين داستان تكرار شد. سرانجام دریکی از برگشتن‌ها، منطق آموز در جواب استاد گفت: بسيار خبرها! من چند دوره منطق را تكرار كرده و هنوز ناكام، حال‌آنکه كه مردم در كوچه و بازار و چه فراوان آن را بكار می‌برند. استاد گفت تو را به‌سلامت، دیگر به تجديد دوره نياز نيست. البته يك نكته باید گفته شود، اينكه، بعضي نيز، دانسته و ندانسته، چه بد آن را بكار می‌زنند.

 

خر/الاغ بوریدان
بوریدان و الاغش

 اما نتيجه اخلاقی اين داستان: چرا نبايد درباره آنچه را كه به فراوانی بكار می‌بریم و از قرار از مهارت‌های زندگی روزانه است چيزی بدانيم؟ و به‌قدر نياز ره‌توشه از منطق برنداريم، تا شايد و فقط شايد، كمتر دچار بی‌منطقی شويم و بی‌منطقی بشنویم.

 بازی

اثر پیتر بروگل Pieter Bruegel the Elder 
۱۵۶۰ میلادی

موضوع منطق استدلال است، نظريه درباره خود استدلال، فارغ از آنكه درباره چه چيز است، بلكه چگونه است. منطق تنها یك دانش نیست، یك مهارت نیز هست، از جمله مهارت‌های روزانه. بیشتر مردم منطق را در زندگی روزانه خود بكار می‌برند، گاهی خوب و گاهی بد. چرا برای بهبودی بیماری به معمار مراجعه نمی‌کنیم ولی برای ساختن خانه به او رجوع نموده؟ البته داستان همیشه به این سادگی نیست. راه زندگی از پیچ‌وخم کوهستان‌های پر پرتگاه می‌گذرد و البته هوای تازه نیز آنجاست. در پیچ‌وخم زندگانی بسی تله نهفته. نوعی از این تله‌ها كه به گواهی تاریخ بسیار نیز مؤثر بوده‌اند، تله‌های منطقی؟! هستند كه به مغالطه مشهورند. توان اقناعی(و البته فریب آمیز) آن‌ها، همان‌گونه كه ملاحظه خواهید کرد، گاهی شگفت‌آور است. در بیشتر كتب منطق، از دیرهنگام، فصلی جدا به بررسی و طبقه‌بندی آن‌ها اختصاص‌یافته و راه و چاره هرگونه آورده شده. با همه این‌ها، تضمینی نیست تا یك منطق خوان و حتی خوب آن، خود گرفتار این تله‌ها نگردد.

آنچه گفته شد یك سوی داستان است، دیگر سو ما خود هستیم و گشایش در زبان و گوش و توان ایجاد ارتباط متقابل درخور با جامعه و جهان دوروبر.

     دهكده جهانی!

Global Village and Complexity /دهکده جهانی و درهم‌رفتگی
دهکده جهانی و درهم‌ تنیدگی
این عبارت ، دهكده جهانی، بسیار مشهور است. داستان به سال ۱۳۳۹ خورشیدی (۱۹۶۰م) برمی‌گردد. یك نویسنده كانادایی بنام مك لوهان(۱۹۸۰م-۱۹۱۱م) سخنی را گفت كه با نام وی در تاریخ گره خورد: "The Medium is the Message" (پیام‌رسان همان خود پیام است.) همچنین گفت گسترش و پیوند رسانه‌های الكترونیكی(آن زمان رادیو و تلویزیون) منجر به پیدایش جامعه جهانی به‌هم‌پیوسته، بگفته وی "دهكده جهانی"، می‌گردد. به خاطر داشته باشیم آن زمان هنوز رایانه‌ها دارای نقش ارتباطی چندان مطرح نبودند، چه رسد به پیوند رایانه‌ها
[*]-
برای دیدن نقش منطق در ساختن کامپیوترهای الکترونیکی به زندگی‌نامه مختصر فون نویمان در فصل  یازدهم کتاب مراجعه نمایید
(و گوشی‌های چابک/رایانه دار/به خطا هوشمند) و آن‌هم در دامنه جهانی و نه تنها انسان‌ها که چیزها. اینكه آیا اکنون با پیدایش اینترنت و وب(وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی و نیز آنچه هست و خواهد آمد!)، یعنی پیوند جهانی رایانه‌ها، چیزها و  آدم‌ها (اینترنت چیزها - Internet of Things)، پیش‌بینی وی محقق شده یا نه، می‌ماند برای كارشناسان دانش ارتباطات و جامعه و خط‌کشی كه كوچكی و بزرگی را اندازه بگیرد.

آنچه به ما مربوط است؛ اگر از این عبارت، یعنی دهكده جهانی، فقط كوچكی، صفا و سادگی روستا به خاطر آید، شاید كمی ساده‌لوحانه باشد. جامعه جهانی بسیار پیچیده شده و افزونگی آن مدام است. جامعه پیوسته به هم فرو می‌رود. این به هم فرورفتگی، پیچیدگی را با خود دارد. فهم پیچیدگی‌ها و زیست در آن، اندیشه انتقادی/تحلیلی و بعلاوه تفکر رایانشی/ Computational Thinking را طلب می‌کند و منطق اولین گام است. منطق ممکن است بتواند ذهن را به آن‌ها عادت و شاید سود آن را نصیب دیگران نیز سازد. شناسایی استدلال از میان گونه‌های مختلف سخن(زبان/پیام و پیام‌رسان) و نپذیرفتن انواع بد آن یک نیاز اساسی است. در متن کتاب پیش رو و در فصل سوم از قول دیزرائیلی نخست‌وزیر انگلستان ۱۲۴۷خورشیدی (1868و 1874-1880) خواهیم خواند که "واژه، چیزی که با آن بر مردم فرمان خواهیم راند."

© KHcc Sc.