استدلال مرکبIntroduction to Logic

فصل ۲: تحلیل استدلال؛ قسمت ۲: قطعات استدلالی مرکب - خش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

۲.۲ قطعات استدلالی مركب

 

استدلال‌ها گاهی بسیار پیچیده می‌شوند. قطعاتی كه شامل چند استدلال ‌تنیده‌ به هم هستند و نیز شمار زیادی گزاره در آن‌ها بکار رفته است. برخی‌ از این گزاره‌ها فقط كاركِردی مقدمه‌ای و برخی مقدمه‌ای و‌هم ‌میان نتیجه‌ای دارند. تحلیل منطقی این متون می‌تواند مشکل باشد. گرچه كار گیری نمودار در این نوع قطعات سودمندی درخور خود را خواهد‌ داشت، اما روش كارآمدی، كه نشان دهد آیا نمودار ‌كشیده ‌شده به‌راستی متن‌ را نمایندگی‌ می‌کند یا نه، وجود‌ ندارد. افزو‌ن ‌بر این، ازآنجاکه برای قطعات متون، تفسیرهای گوناگونی محتمل است، شاید نیاز به‌ بیش از یك نمودار برای متن باشد تا بتوان به‌خوبی از عهده نمایش ساختار منطقی آن متن برآمد.

در تحلیل قطعات متون مركب می‌باید پی‌جوی مسیر دلیل‌آوری مؤلف و تمیز نقش هر عنصر موجود در آن بود. نمونه‌هایی كه در پی ‌می‌آیند(گزاره‌های متن به خاطر تحلیل شماره‌دار شده‌اند) روشی را ارائه می‌نمایند تا موجب گردد روابط بین مقدمات و نتیجه آشكار شوند. هنگامی‌كه استدلال درون ‌متن مشخص گردید، آنگاه می‌توان بررسی نمود كه آیا نتیجه‌ها به‌واقع ناشی از مقدمات اظهارشده هستند یا نه. در قطعات استدلالی كه‌ به دنبال آمده‌اند، نتیجه‌ فرجامی استدلال، در اول متن اظهارشده، كه البته غیرمعمول هم نیست. در متن اول چهار مقدمه وجود دارد كه نتیجه بی‌واسطه می‌تواند از آن‌ها ناشی شود. دو مقدمه از این چهار مقدمه خود میان نتیجه هستند، و هركدام به سهم خود و به گونه جداگانه نتیجه ‌فرجامی را پشتیبانی می‌كنند، و خود ناشی از مقدمات اظهارشده دیگری در متن هستند.

 

۱بسیار بعید است پژوهش‌هایی كه حیوانات در آن‌ها كاربرد ‌دارند غیرضروری باشد یا به گونه‌ نه‌چندان كارا انجام‌‌ شوند. ۲قبل از هر آزمایش روی حیوان ‌مهره‌دار، دستور کار باید توسط كمیته‌ ویژه‌ای ‌ متشكل از یك كارشناس‌ مهره‌داران و یك عضو‌ عمومی بررسی شود، و۳در دوره پژوهش نیز، سلامت و مراقبت حیوان به گونه‌ی منظم كنترل‌ می‌گردد. ۴پژوهشگران به نمونه‌های سالم از حیوانات در بررسی‌های علمی و پزشكی نیازمندند، زیرا ۵حیوانات ناسالم می‌توانند موجب خطا در نتایج گردند. این یك عامل مؤثراست تا۶دانشمندان در مورد سلامت و تغذیه حیوان مورد آزمایش حساس باشند. افزون ‌به ‌آن، ۷پژوهش‌هایی كه در آن‌ها حیوانات بکار گرفته می‌شوند پر‌هزینه ‌هستند، و چون ۸منابع مالی در علوم محدود هستند، ۹فقط پژوهش‌هایی با كیفیت‌ بالا به رقابت برای دستیابی به این منابع‌ توانایند.

[*]- Science, Medicine, and Animals, National Academy of Science, Washington. DC, ۱۹۹۱.

 

نمودار زیر ساختار منطقی متن فوق را نشان ‌می‌دهد. بهتر است این نمودارها با جایگذاری گزاره‌های نظیر بجای شماره‌‌‌ها خوانده ‌شود. خواندن را از بالاترین قسمت آغاز‌ نمایید، یعنی، از نخستین شروع سراشیبی ساختار منطقی در نمودار. با ‌این روش می‌توان هر یك از مسیرهای استدلال منتهی به نتیجه فرجامی را پیمود .

 

درون یك استدلال، ممکن است یك گزاره با واژگان متفاوتی تكرار ‌‌شود، گاهی برای تأکید و بار دیگر به خاطر یادآوری. این تكرار كار تحلیل را مشكل ‌می‌كند. نمودار سازی برای استدلال كمك‌ می‌کند تا همه رویدادهای گونا‌گون این گزاره را با یك شماره نشان‌دار نمود. در متن زیر كه سه استدلال مجزا وجود دارد، درهم‌رفتگی ناشی از دوباره گویی گزاره‌ها نشان ‌داده‌شده است.

 

۱نظریه مه‌بانگ/big bang در حال فروریزی است . . . . ۲مطابق با دانش رسمی، جهان با مه‌بانگ آغازشده -- انفجاری بزرگ و كاملاً متقارن در ۲۰ بیلیون سال قبل. پرسش اینکه، ۳ستاره‌شناسان با مشاهدات خود، وجود توده‌های بزرگی از كهكشان‌ها را تائید كرده‌اند كه به‌واقع بسیار بزرگ‌تر از ‌آن هستند كه ۲۰ بیلیون سال قبل تشكیل شده ‌باشند . . . مطالعاتی كه بر اساس داده‌های جدیدِ ارسالی توسط ماهواره‌ها انجام‌شده و بررسی‌های قبلی از روی‌ زمین نیز آن‌ها را پشتیبانی‌ می‌کند، نشان‌ می‌دهند‌ كه ۴كهكشان‌ها به‌صورت نوارهای خوشه‌ای وسیعی درآمده‌اند كه بیلیون‌ها سال نوری گسترش‌ یافته‌اند، و ۵هركدام ‌توسط فضایی خالی به وسعت صد‌ها میلیون سال ‌نوری از هم جداشده‌اند. چون ۶مشاهدات نشان ‌می‌دهند كهكشان‌ها با سرعتی به‌اندازه كسر ‌كوچكی از سرعت نور درحرکت‌اند، ریاضیات ‌می‌گوید، ۷حد‌اقل صد‌‌ بیلیون سال باید طول‌ كشیده باشد تا این توده‌های عظیم مادی به این وضع درآمده ‌باشند -- پنج‌ برابر بیشتر‌ از زمان آغاز مهبانگ فرضی . . . ۳ساختارهایی به این وسعت كه‌ اكنون مشاهده‌ می‌شوند نمی‌توانند در ۲۰ بیلیون سال ایجاد‌ شده‌ باشند . . . ۲مهبانگ کوشش دارد گسترانده شدن ماده را در سرتاسر جهان نظریه‌مند ‌نماید، ۳راهی برای تشكیل چنین‌ توده‌ها به ‌این ‌سرعت وجود ندارد.

[*]- Eric J. Lerner, “For Whom the Bang Tolls,” The New York Times, ۲ June  ۱۹۹۱.

 

در این قطعه متن، مقدماتی كه به گزارش مشاهدات پرداخته‌اند عبارت‌اند از ۴، ۵ و ۶ كه مقدمه ۷ را به‌عنوان میان نتیجه در پی خوددارند – یعنی مقدمه: "زمان بسیار زیادی باید از مه‌‌بانگ گذشته باشد". این دوره‌ گذر به‌عنوان پشتوانه برای میان نتیجه ۳‌(كه به سه روش و تااندازه‌ای متفاوت بیان شده) به‌کاررفته‌ است- یعنی: "ساختارهایی به این وسعت كه اكنون مشاهده ‌می‌شوند بزرگ‌تر از آن‌اند تا در این دوره شكل ‌یافته ‌باشند". از این میان نتیجه و تركیب آن با ۲، یعنی اظهاریه‌ كوتاه(كه به دو روش واژه گویی ‌شده): "مبنی بر گسترش متقارن اولیه كه نظریه مه‌بانگ بر آن تصور‌است"، ما را به این نتیجه‌ می‌رساند كه نظریه مه‌بانگ در حال فروریزی‌ است- یعنی گزاره‌ای كه متن با آن آغازشده ‌است. نمودار زیر این ساختار از روابط منطقی را كه در متن حضور دارد آشكار می‌کند.

 

در تحلیل استدلال‌ها باید توجه داشت بعضی مقدمات به‌صورت فشرده و گاهی نیز به‌صورت عبارات اسمی ظاهر می‌شوند. در استدلالی كه در پی ‌‌آمده، عبارت "گسترش در جو"، مقدمه ای‌که با ۴ شماره‌دار شده را می‌توان به‌صورت “انرژی خورشیدی در جو گسترانده شده است“ بازنویسی نمود. این فشردگی و تكرار، موجب شده تا تحلیل متن سخت‌تر شود.

 

((۱))ماشین‌هایی باانرژی خورشیدی را نمی‌توان چیزی بیشتر از یك ابزار آزمایشگاهی مدنظر قرارداد. ۲انرژی خورشیدی بسیار ضعیف‌تر از آن است كه حتی ماشین بسیار كوچكی را برای كاربرد واقعی به‌طور روزانه تغذیه ‌كند. ۳توان نور‌ خورشید وارد‌شده در جو چیزی حدود ۱ کیلووات در هر یارد مربع ‌است. به خاطر، ۴گسترش در جو، و همچنین به خاطر اینكه، ۵هر نقطه از زمین به‌طور میانگین فقط نیم‌ روز در معرض نور خورشید‌است. ۶میانگین توان خورشیدی دریافت شده حدود ۶/۱ کیلووات، یا ۴ كیلووات ‌ساعت در روز است. . . آزمایش‌ها روی ماشین‌های معمولی نشان‌‌ می‌دهند كه ۷باطری ماشین باید ۳۰۰۰۰۰۰ وات‌ساعت انرژی داشته ‌باشد تا بتواند عملكرد حاشیه‌ای مناسبی را ارائه‌ دهد. بنابراین، ۸پیل‌های سلولی ۴۰ یاردی‌ مورد‌نیاز‌است تا بتواند باطر‌ی‌ این‌ ماشین‌ها را شارژ ‌نماید، یعنی به‌اندازه سقف تریلر یك‌ كامیون، البته ۱این فنّاوری‌های توسعه‌نیافته‌ای‌ ‌نیستند كه انرژی خورشیدی را بی‌استفاده رها کرده تا هرچه می‌خواهد بشود مگر برای ماشین‌های آزمایشگاهی با طراحی عالی‌ و شکوهمند خود. این‌ فلسفه انتظام‌ جهان است.

 

[*]- You Can not Drive Solar Cars to Work, The New York Times ۱۵ July ۱۹۹۱.

اولین گزاره این متن كه اظهار ‌می‌کند "ماشین‌هایی با انرژی خورشیدی را نمی‌توان چیزی بیشتر از یك ابزار آزمایشگاهی در ‌نظر گرفت“ نتیجه فرجامی‌ است. این‌ نتیجه به شکل ‌دیگری، و “با ‌دقت‌ ‌چیده‌“، در پایان متن تـكرار‌‌ گردیـده است. نمـودار ساختار برهان را می‌توانید در زیر ‌نمایید.

 

 

 

در تحلیل بعضی قطعات مركب، باوجود تعداد زیاد گزاره و میان نتیجه، ‌چیدمان و وضوح مناسبی مشاهده می‌شود. در متنی كه می‌آید یك مدیرمسئول مجله علمی از خط‌مشی بحث‌برانگیز خود دفاع می‌کند:

 

ژورنال پزشكی انگلستان مقرر کرده و مصمم است كه ۱از چاپ گزارش پژوهش‌های غیراخلاقی علی‌رغم جنبه علمی آن خودداری نماید . . . . سه دلیل در این تصمیم مؤثر بوده‌اند. اول، ۲سیاست چاپ پژوهش‌های صرفاً اخلاقی، چنانچه به‌طورکلی پیگیری شود، موجب كاهش پروژه‌های غیر‌اخلاقی می‌گردد. ۳چاپ مقالات نقش عمده‌ای در سیستم پاداش‌دهی برای پروژه‌های پزشکی دربر‌ دارد. ۴اگر پژوهشگران از قبل بدانند نتایج كارشان منجر به چاپ نخواهد شد، دربی پروژه‌های غیراخلاقی نخواهند بود. افزون ‌بر آن، ۵هرگونه سیاست دیگری زمینه علاقه‌مندی به پروژه‌های غیر‌اخلاقی را افزایش خواهد داد، زیرا همان‌گونه كه گفته‌ام ۶این‌گونه پژوهش‌ها می‌توانند آسان‌تر اجرا گردند و بنابراین ((۷))ممكن است دست‌اندرکاران آن به رقابتی تحریك‌آمیز کشیده شوند. دوم، ۸جلوگیری از چاپ، حتی وقتی، کمی هم از اخلاقیات صدمه‌ خورده باشد، موجب حفظ اصول اولویت‌های موضوع پژوهش‌ می‌گردد. ۹اگر لغزش‌های كوچك مجاز ‌باشند به‌ آن‌ها خو خواهیم‌ گرفت، و۱۰منجر به صدمات بیشتری خواهد شد. سرانجام آنكه، ۱۱امتناع از چاپ كارهای غیر‌اخلاقی یادآوری مهمی‌ برای جامعه است كه حتی دانشمندان به دانش به‌عنوان ارزش نخستین در جامعه مدنی نظر ندارند. ۱۲دانش، گرچه بااهمیت، دریك جامعه آراسته، اهمیت آن می‌تواند كمتر از روشی باشد كه آن را به دست ‌می‌آورد.

 

[*]- Dr. Marcia Angell, “The Nazi Hypothermia Experiments and Unethical Research Today,” New England Journal of Medicine, 17 May 1990.

در این متن نیز نتیجه در ابتدا آمده‌ است، و سه مقدمه اصلی بدون هیچ میان نتیجه‌ای آن را پشتیبانی می‌كنند، یعنی ۲، ۸، و ۱۱. خود این سه مقدمه نیز توسط چند مقدمات و چیدگی‌های مختلف پشتوانه ‌شده‌اند. هركدام از این سه گزاره نقش منطقی آشكاری در رهنمونی به هدفی كه متن به داوری آن پرداخته دارد، یعنی نتیجه: "فارغ از جنبه علمی پژوهش‌ها، آن‌هایی كه روش‌های غیراخلاقی در انجامشان بکار رفته قابل‌چاپ در ژورنال نخواهند بود". نمودار زیر‌، ساختار منطقی این متن مركب، اما به‌دقت مستدل را نشان ‌می‌دهد:

 

 

 

استدلال‌های آمده در سرمقاله‌های روزنامه‌ها، اظهارنظرها، گفتگوها و نوشتارهای روزانه اغلب فاقد چنین استانداردی هستند. آن‌ها ممکن است گزاره‌هایی را دربگیرند كه نقششان آشکار نباشد، ارتباط بین گزاره‌ها ممکن است گاه درهم‌رفته و گاه نادرست‌ بیان‌شده باشند؛ حتی ممکن است در ذهن نویسنده مسیر دلیل‌‌آوری نیز مغشوش ‌باشد. تحلیل منطقی بروش نمودار سازی می‌تواند این‌گونه کاستی‌ها را هویدا سازد. با آشكار‌سازی روند استدلال، یعنی ساختار منطقی آن، می‌توان‌ پی برد استدلال چگونه به هدف ‌خود می‌رسد و چه نقاط قوت و ضعفی در آن وجود دارد. قلمرو اختصاصی منطق، سنجش استدلال ‌است، سنجش موفق، مستلزم داشتن درك روشن از استدلالی است كه می‌خواهیم آن را تحلیل کنیم.

تمرین
قطعات متنی زیر شامل چند استدلال هستند كه مقدمات و نتیجه‌ها به روش‌های مختلف مرتب شده‌اند. هر جا كه نیاز است، توسط بازآرایی مقدمات و نتیجه آن‌ها را تحلیل نمایید، برای هر متن نمودار آن را تشكیل دهید.
 
۱. قوانین دموکراتیک گرایش به ارتقاء خیر بیشترین تعداد ممکن افراد را دارند، زیرا آن‌ها برآمده از اکثریت مردم هستند، که گرچه در معرض خطا هستند، اما نمی‌توانند علاقه‌‌ای در مخالفت با امتیازات خود داشته باشند. قوانین ناشی از حکومت نخبگان و اشراف، برعکس، گرایش به تمرکز قدرت و ثروت در دست‌های اقلیت دارد، زیرا حکومت اشراف یا نخبگان با توجه به ابتدایی‌ترین ویژگی سرشتی خود، به تشکیل یک اقلیت خواهد پرداخت. بنابراین می‌توان به‌عنوان یک گزاره عام گفت، مقصود از وضع قوانین در یك دموکراسی، بیشتر به نفع انسانیت خواهد بود تا در یك حکومت اشرافی.   __Alexis de Tocqueville, Democracy In America, ۱۸۳۵

حل:
۱[قوانین دموکراتیک گرایش به ارتقاء خیر بیشترین تعداد ممکن افراد را دارند]، ۲[زیرا آن‌ها برآمده از اکثریت مردم هستند، که گرچه در معرض خطا هستند، اما نمی‌توانند علاقه‌‌ای در مخالفت با امتیازات خود داشته باشند]. ۳[قوانین ناشی از حکومت نخبگان و اشراف، برعکس، گرایش به تمرکز قدرت و ثروت در دست‌های اقلیت دارد؛] زیرا ۴[حکومت اشراف یا نخبگان با توجه به ابتدایی‌ترین ویژگی سرشتی خود، به تشکیل یک اقلیت خواهد پرداخت]. بنابراین می‌توان به‌عنوان یک گزاره عام گفت، ۵[مقصود از وضع قوانین در یك دموکراسی، بیشتر به نفع انسانیت خواهد بود تا در یك حکومت اشرافی.]

۲.اکنون پرسشی به میان می‌آید: آیا (برای شهریار) دوست داشته شود تا از او بترسند نیك است، یا از او بترسند تا دوست داشته شود؟ کسی شاید آرزوی هر دو کند، اما داشتن هردو صعب و چه‌بسا محال است، سلامت بسیار عاید است اگر از او بترسند تا دوستش بدارند، اکنون باید یکی از این دو را رها كرد. و چون می‌باید درباره عموم مردان گفت، که ناسپاس، ناپایدار، دروغ‌پرداز، ترسو، و آزمندند. . . . و شهریار که باید به سخنان آنان اعتماد کند، اگر پیشگیری و جانب احتیاط فروگذارد، هرآینه به زیر کشیده خواهد شد، وقتی دوستی‌ها با پاداش فراهم آیند که به‌واقع نیز می‌توانند، از آن امنیتی حاصل نمی‌آید، هنگام نیاز نمی‌توان به آن تکیه کرد. مردان کمتر در رنجاندن کسی که دوست می‌دارند تا از او می‌ترسند دو دل هستند، دوستی با حلقه‌های وظیفه‌داری تداوم می‌یابد، فرومایگی مردان، این حلقه را در اولین فرصت به خاطر منفعت خود خواهد شکست، اما ترس و هیمنه حافظ شما خواهد بود و هرگز ناکار نخواهد شد.  __مماکیاول-The Prince, ۱۵۱۵
۳.ژن‌های پدری و مادری/Parental and marental genes می‌توانند در جهت مخالف هم عمل نمایند. به بارداری توجه نمایید. در اکثر پستانداران، بدن مادر، جنین در حال رشد را به‌عنوان یک مهاجم سرزده می‌شناسد، و سعی بر محدود کردن نیاز و مصرف وی از منابع موجود در بدن خود دارد. پدر، كه البته متحمل این تازه‌وارد نیست، تحت تأثیر این‌گونه ملاحظات قرار نمی‌گیرد. منافع ژنتیکی وی روشن است: محرک رشد جنین است و سپری برای وی در مقابل دفاع مادر تهیه می‌نماید. بنابراین فقط جنس نر تهیه‌کننده ژن‌هایی است که موجب رشد عضو محافظتی[جفت] می‌گردند؛ ماده‌ها در این مورد نقشی ندارند. تخم‌های بدون پدر موش‌ها که فقط از ژن‌های مادر ایجادشده بودند را شبیه یک جنین معمولی رشد داده شدند، اما جنین به‌دست‌آمده فاقد جفت و بنابراین دچار نارسیدگی گردید.  __ Laurence Marschall, in a review of Genome, By Matt Ridley (HarperCollins, 2000) appering in The Science, Aug 2000
۴.یکی از مشکل‌ترین مسائل در ارتباط با تحقیقات کوانتمی چگونگی مشاهده ذرات زیراتمی در وضعیت طبیعی آن‌ها بدون تأثیرگذاری بر آنان استبه گونه دیگر، مشاهده غیر مخرب. مشکل به دو دلیل است. یکم، اتم و ذرات زیراتمی کوچک‌ترین اجزاء متشکله ماده هستند. ازآنجاکه کاربرد هر وسیله‌ای برای مشاهده آن‌ها انرژی خود را تشعشع می‌کند، این انرژی بر انرژی ذرات مورد مشاهده تأثیر می‌گذارد. دوم، مؤلفه‌ها اتمی، به‌طور جدا و تنها، دارای دو حالت کوانتمی هستندذره و موج. این مثل آن است که آن‌ها را بسته‌های احتمال آماری در نظر بگیریم. آن‌ها فقط وقتی با مؤلفه‌های دیگری به تعامل می‌پردازند، آنگاه  از خود یك بازنمود یا چیز دیگری نمایش می‌دهند. __.Skinning Schrodinger's Cat",  Insight, ۱۵ July ۱۹۹۳"
۵.هیچ‌چیزی قابل مشاهده نیست مگر آنکه خلاف آن موجب تناقض شود. هیچ‌چیزی که به‌صورت متمایز تصور کردنی باشد منجر به تناقض نخواهد شد. هرچه را که ما به عنوان موجود تصور نماییم، می‌توان آن را به‌صورت لا وجود هم تصور کرد. پس، موجودی نیست که لا وجود آن منجر به تناقض شود. بنابراین چیزی نیست که وجودش قابل‌مشاهده باشد.  __دیوید هیوم-David Hume, Dialogues Concerning Natural Religion, Part IX, ۱۷۷۹
حل: 
۱[هیچ‌چیزی قابل‌مشاهده نیست مگر آنکه خلاف آن موجب تناقض شود.]
۲[هیچ‌چیزی که به‌صورت متمایز تصور کردنی باشد منجر به تناقض نخواهد شد.]
۳[هرچه را که ما به‌عنوان موجود تصور نماییم، می‌توان آن را به‌صورت لا وجود هم تصور کرد.] پس،
۴[موجودی نیست که لا وجود آن منجر به تناقض شود.] بنابراین
۵[چیزی نیست که وجودش قابل‌مشاهده باشد.]

چالش برای خواننده

باروخ اسپینوزا(۱۶۳۲-۱۶۷۷) ازجمله بانفوذترین متفکران دوران مدرن است، وی در اصول اخلاق/Ethics دستگاهی فلسفی پدید آورد که در آن احکامی درباره خداوند، طبیعت، زندگی و آزادی بشر به سبک "هندسه" آمده‌اند. در قضیه ۲۹ کتاب اول اخلاق (از مجموع پنج کتاب) چنین می‌خوانیم:

در طبیعت چیزی ممکن[الوجود] نیست، و هر چیز از سرشت خداوندی و عمل به شیوه خاص متعین است.

در اخلاق بعد از بیان هر قضیه بلافاصله برهان آن می‌آید. برهان قضیه ۲۹ (که در آن ارجاع به براهین قبلی به خاطر وضوح حذف گردیده‌اند) به دنبال آمده است.  این برهان را با نمودار سازی آن‌گونه که ساختار آن نشان داده شود یا به‌وسیله بازآرایی طوری تحلیل نمایید تا برای یک خواننده امروزی روشن و متقاعدکننده گردد.

هرچه هست در خدا هست. لیکن خدا را نتوان ممکن گفت چراکه به گونه واجب هست و نه ممکن. نیز، وجوه سرشت خداوندی (آفریده‌هایی که بی‌واسطه توسط خدا آفریده‌شده‌اند یا بی‌واسطه وابسته به اویند) به واجبت حاصل آمده‌ و نه امکان. اما خدا علت این وجوه است و نه‌فقط تا حد هستی ساده، که تا آنجا که برای هر عمل متِعَیّن‌اند. اینکه توسط خدا تعَیُّن نیافته‌اند محال است و این‌ نیز نیست که ممکن‌ها به خود تعین داده باشند؛ و از دیگر سو اگر آن‌ها توسط خدا تعین یافته نمی‌باید خود را نامتعین کرده. بنابراین همه‌چیز متعین از واجبت سرشت خداوندی است و نه‌تنها هستی یافته‌اند بلکه به شیوه خاص عامل‌اند؛ و هیچ ممکن موجود نیست.    

© 1987 - 2016 KHcc Sc.