کارکرد زبانIntroduction to Logic

فصل ۳: تحلیل زبان؛  قسمت ۱: کارکردها و صورت‌های زبان - بخش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

۱.۳ کارکردها و صورت‌های زبان

 

 

سندرس پیرس

هنگامی‌که مردمان دلیل می‌آورند، آن‌ها این کار را معمولاً با استفاده از زبان و با دست‌کاری و کار زدن گزاره‌ها، یعنی با جنبه گزارش ورزی زبان، انجام می‌دهند. بنابراین، در منطق نگاه به زبان بیشتر از آن‌ جهت است كه با سرشت گزارش ورزی به کار رود. به‌عبارت‌دیگر، زبانی که در آن گزاره‌ها به گونه منطقی — در تائید یا انكار گزاره‌ها و پیكربندی استدلال‌ها و مانند آن‌ها — به‌کاربرده شوند. لیکن اغراض گوناگون به‌وسیله زبان برآورده می‌شود که از آن میان گزارش ورزی فقط بخشی از آن است.

یكی از تأثیرگذارترین فیلسوفان قرن ‌بیستم لودویك ویتگنشتاین (۱-۲-۳)(در تأملات فلسفی، ۱۹۵۳) به‌راستی پای می‌فشارد كه ”كاربرد‌های بی‌شمار برای آنچه آن‌ها را ‌«نشانه»، «واژه»، «جمله»‌ می‌نامیم وجود دارد.“ ازجمله نمونه‌هایی كه ویتگنشتاین اشاره ‌می‌کند فرمان دادن، وصف ظاهر اشیاء یا ارائه اندازه‌های آن‌ها، گزارش رویدادها، گمانه‌زنی درباره یك رویداد، ساخت و آزمون فرضیه‌ها، نمایش نتایج یك آزمون به‌صورت جداول و نمودار، ساخت یك داستان، رفتار نمایشی، آواز‌ خواندن، طرح چیستان، ترجمه از زبانی به زبان ‌دیگر، ساختن لطیفه، حل یك مسئله به شیوه ریاضی، اندیشیدن، دشنام دادن، نفرین ‌كردن، احوال‌پرسی، و نیایش.

منطق دان‌ها عمدتاً به آن جنبه از  زبان توجه دارند که در آن به گونه گزارش ورزانه گزاره‌ها تصدیق، انکار یا پیکربندی می‌شوند. یا با آن استدلال‌ها ارزیابی می‌گردند. در دلیل‌آوری این کارکرد گزارش ورزی زبان است که موردتوجه است.

در وجه گزارش ‌ورزانه زبان می‌توان بین آن امور واقع که یک جمله آن‌ها را پیکربندی می‌کند و امور واقع درباره فردی که آن‌ها را پیکربندی می‌کند تمایز قائل شد. اگر کسی بگوید "جنگ همیشه راه‌حل غلط در منازعات بین‌المللی است،" درواقع آنچه می‌گوید می‌تواند درست باشد، اما نیز گواهی بر باور آن شخصی است که این توضیح را بیان می‌کند. وقتی کسی می‌گوید، "من قویاً مخالف درگیرشدن در این جنگ با توجه به زمینه اخلاق هستم،" آنگاه این عبارت گزاره‌ای (که به‌احتمال‌زیاد درست است) درباره گوینده است، اما همچنین عهده‌دار اظهار قضاوتی درزمینهٔ مباحثه است. آغاز استدلال با گزاره‌ای از نظرهای فردی به‌هیچ‌وجه فریب آمیز نیست؛ این، یک روش معمول است که در آن قضاوت و نیز گزارش خودواگوبه‌ای به‌طور مناسب مجتمع گردیده‌اند.

در برابر این‌همه گونا‌گونی شگفت‌آور كاربرد‌های زبان، برای فهم بهتر جنبه منطقی زبان، یعنی گزارش ورزی، در تقابل با دیگر کاربردها، با تقسیم این کاربردها به پنج رده گسترده به شرح آمده در زیر، ترتیبی بر آن تحمیل‌ خواهیم کرد و ‌‌ آن‌ها را کارکردهای زبان می‌نامیم:

۱- زبان گزارش ورز؛
۲- زبان سخن ورز؛
۳- زبان دستوری(نیز— امری، خواستاری)؛
۴- زبان آئین ورز؛
۵- زبان کنش‌ورز.

 در ادامه این قسمت ابتدا به سه کارکرد نخست که به کارکردهای بنیادی نیز موسوم ‌اند پرداخته و دو کارکرد دیگر را در ادامه پی می‌گیریم.

زبان گزارش ورز:

 کارکرد گزارش ورزی زبان نخستین از این پنج کارکرد است. مراد ما اینجا از واژه گزارش شامل گزارش‌های نادرست و همین‌طور درست و نیز استدلال‌های بد و همین‌طور خوب است. اینکه آیا واقعیات انتسابی مهم است یا نه، كلی است یا جزئی موجب خلل در این تقسیم‌‌بندی نخواهند بود. ثبت بررسی‌های نجومی، توضیحات تاریخی و ثبت گزارش‌های جغرافیایی آموخته‌های ما درباره جهان و استدلال‌های ما درباره جهان همگی زبان را به شیوه گزارش‌ ورزی بکار می‌گیرند. در اینجا می‌توانید نمونه‌ای از این کاربرد زبان را ببینید.

زبان سخن ورز:

 کارکرد سخن ورز زبان وقتی است که برای بروز احساسات یا فراخوان و انگیزاندن آن‌ها استفاده شود. ما اندوه خود را با عبارتی نظیر “چه حیف!“ یا احساس ذوق و تشویق را با عبارتی نظیر “چه عالی!" بروز می‌دهیم. عواطف شدید را عشاق همراه با زمزمه‌های تنهایی خود و با گله و ستایش از معشوق نشان می‌دهند. احساس یك پرستشگر از هیبت و حیرت گستردگی جهان رازآلود می‌تواند بانوای موزون نیایش بروز ‌یابد. بهترین نمونه‌ها را وقتی زبان به خدمت خود واگویی درمی‌آید، می‌توان در اشعار غنائی یا وصف حال پیدا کرد. [خاقانی هنگام گذر از ویرانه‌های تاق كسری در بخشی از قصیده معروف خود می‌گوید:

 

یـك ره ز لب دجـله منــزل بــه مدایـن كـن وز دیـده دوم دجـله بر خاک مـداین ران خود‌ دجله‌ چنان‌ گرید، صد دجله‌ خون‌ گویی كز گرمی خونابش‌ آتش‌ چكد از مژگان
تمرین ۳ را نیز ببینید.

 

وی [حداقل در این دو بیت] بر آن نیست یک نظریه تاریخی را به ‌ما گزارش کند، او حسرت آمیخته به ‌تحسین خود را از عظمت ویران‌شده بازنمود می‌کند. گرچه آنچه بازمی‌گوید درباره صحنه‌ مقابل خود است، اما غرض او گزارش ‌نگاری از منظره مقابل نیست. حالی در وی حاصل آمده و می‌خواهد این حال را واگوید و نیز در ما برانگیزاند.

زبان سخن ورز ازآن‌جهت كه سخن ورز است، نه درست (راست)‌ و نه نادرست (دروغ) است. به‌کارگیری معیار درستی و نادرستی و صحیح و غلط برای غزلی عاشقانه از دست‌دان آن و باختن ارزش‌های گران‌بها و نهان آن‌ است. البته بعضی اشعار ممكن است جنبه گزارش ‌ورزی نیز داشته كه درخور اهمیت نیز باشد. اشعاری كه به‌نوعی دربردارنده انتقاد از زمانه و پیشنهاد برای گزیدن روشی از زندگی است در دنیای ادبیات كم‌ نیستند. اما این‌گونه اشعار جنبه‌ای بیش از صرف سخن ورزی دارند. می‌توان گفت آن‌ها "كاربرد آمیخته" یا كارکرد چند‌گانه‌ را عهده‌دار هستند. این نكته در قسمت بعد بیشتر بحث ‌خواهد شد. ازجمله می‌توان این بیت از حافظ را شاهد مثال آورد:

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس - نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

دو مؤلفه را می‌توان در زبان سخن ورز تمیز داد. وقتی فردی در تنهایی به نفرین و دشنام می‌پردازد، شعری می‌سراید كه بنا ندارد به كسی نشان دهد، یا در خلوت خود به پرستش می‌پردازد، كاركرد آن واگویی احساسات فردی است، اما هیچ قصدی نیست تا احساس مشابهی را در فرد دیگری برانگیزاند. از طرف دیگر، خطیبان به دنبال ورود به دیگران هستند، عاشقی كه تمنیات خود از معشوق را به زبانی عاشقانه بیان‌ می‌کند، وقتی انبوه جمعیت به تشویق قهرمانان تیم موردعلاقه خود می‌پردازند، زبان نه‌تنها برای بروز احساس بكار ‌رفته بلكه می‌خواهد وظیفه سرایت و انتقال این احساس مشابه را به دیگران نیز عهده‌دار گردد. گفتار‌ سخن ورز ازاین‌قرار به بازنمود احساسات گوینده یا انگیزاندن احساسات معینی در مخاطب می‌پردازد. البته می‌تواند هردو نیز باشد.

زبان دستوری:

زبان وظیفه سومی نیز دارد، کارکرد دستوری زبان برای وقتی‌که غرض آن درخواست انجام یا جلوگیری از انجام عمل آشكاری است. روشن‌ترین نمونه‌ این كاربرد زبان، فرمان یا درخواست است. برای مثال وقتی من بگویم "لطفاً نمک را بدهید" قصد من انتقال گزارش نیست (گرچه شما از این درخواست درمی‌یابید که من احتمالاً نمک بیشتری برای غذا می‌خواهم) و همین‌طور قصد من بیان هیچ احساسی در مورد شوری نیست. زبان بکار گرفته توسط من به‌قصد حاصل شدن نتیجه‌ای است و آن دسترسی من به نمک است.

وقتی مادری از فرزند كوچك خود می‌خواهد كه دست‌هایش را قبل از شام بشوید، غرضی جهت انتقال اطلاعات یا سخنوری یا انگیزاندن شور و احساس هرگز در میان نیست. زبان به خاطر آنكه موجب نتیجه‌ای شود بکار گرفته‌شده‌ است. همین‌طور وقتی قصد خرید بلیت سینما داریم و به فروشنده بلیت می‌گویید: "لطفاً دوتا"، زبان دستوری بكار ‌رفته‌ تا موجد عمل شود. بین فرمان و درخواست ممكن است تفاوت هشیارانه موجود ‌باشد اكثر فرمان‌ها را با تغییر آهنگ كلام و یا فقط با افزودن عبارت "لطفاً" یا "خواهش می‌كنم“ در ابتدا می‌توان به درخواست تبدیل کرد. پرسش را نیز می‌توان در رده خواستاری جای‌ داد، هنگامی‌که، غرض از بیان آن درخواست جواب است. در صورت‌های آشكارا امری، گفتار خواستاری نه راست و نه دروغ است. ممكن ‌است نسبت به انجام یك فرمان ناموافق بود، اما هرگز نمی‌توان به‌درستی (راستی) یا نادرستی (دروغی) فرمان ناموافق ‌بود (فصل۱، گزاره)، زیرا این عبارات در اینجا كاربرد ندارند. اما به‌هرحال فرمان و درخواست ویژگی‌‌های دیگری دارند مسئولانه و غیرمسئولانه، حق و ناحق كه به شكلی شباهت به درستی و نادرستی گفتار‌ گزارش‌ ورز دارند. در فصل یكم دیدیم كه، می‌توان برای عملی كه انجام‌یافته استدلال كرد، و هنگامی‌که گزاره‌های این استدلال توأم با فرمان است، كل آن می‌تواند به‌عنوان یك استدلال در نظر گرفته شود. برای نمونه:

 بااحتیاط رانندگی كنید. به یادآورید در سرزمین گورها چه بسیار مشتاقانه چشم‌به‌راه آنان‌اند كه حق تقدم دارند.

برای استدلالی گرفتن این‌گونه گفتار‌های تهدید‌آمیز می‌توان انگاشت كه گیرنده دستور باید یا می‌تواند فرمان ‌را اجرا ‌نماید. جهت كاوش در این نوع مسائل، بعضی محققان باب توسعه “منطق الزام(ها)“ را گشوده‌اند كه بحث آن خارج از حوصله این کتاب ‌است.

زبان با کارکرد چندگانه؛ انگیزه‌مندی و باورمندی:

تقسیم‌بندی سه‌گانه‌ كاربرد زبان ارزشمند و روشنگر است، اما از آنجائی که بیشتر ارتباطات معمول زبانی تااندازه‌ای در خود شامل هر سه کاربرد هستند، این تقسیم‌بندی نمی‌تواند به شیوه‌ مکانیکی بكار گرفته شود.

شعر كه در اصل گفتاری سخن ورز است، ممکن است دارای درون‌مایه‌ اخلاقی و درنتیجه شامل درخواست از خواننده(یا شنونده) برای پیگیری روش ویژه‌ای در زندگی‌ باشد. برای نمونه:

شهر پیدا بود - رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ - . . . - و بزی از خزر نقشه جغرافی آب میخورد.

 

یک مجلس وعظ که به‌طور عمده دستوری و در پی موجب شدن کردار خاص (برای مثال دوری کردن از فلان راه بد) در شنوندگان است، به فراخوانی احساسات و دلتنگی‌ها و بازنمود آن‌ها می‌پردازد، و بنابراین عهده‌دار کارکرد سخن ‌ورزی زبان هم هست و احتمالاً شامل اطلاعاتی هم باشد. یک بیانیه علمی، گرچه اساساً یک متن گزارش‌ ورز است، می‌تواند خواستار آن باشد تا خواننده بدان عمل و به بررسی نتایج نویسنده بپردازد. بیشتر کاربردهای زبان آمیخته است. این آمیختگی حاصل از اغتشاش نیست، بلکه یک ارتباط مؤثر اغلب نیازمند به ترکیب کارکردها است. به‌طورمعمول، برای به عمل درآوردن آنچه به دنبالش هستیم به صدور یک سخن صاف و پوست‌کنده دستوری(امری) نمی‌پردازیم؛ یک فرمان عریان احتمالاً موجب رنجش گردد و می‌تواند نتیجه عکس داشته باشد. انگیزه — که بیشتر موردبررسی روانشناس است تا منطق دان — به‌طور مسلم پیچیده است، اما اینكه انجام كاری مستلزم آن است که انجام دهنده آن را بخواهد(بدان انگیزه‌مند باشد) و بدان نیز باور داشته باشد، ازجمله دانستنی‌های متعارف ‌است. خواست‌ها و باورها اقسام خاصی هستند که ما آن‌ها را "گرایش‌ها" می‌نامیم. موفقیت ما در موجب شدن کردار و رفتار دیگران به آنچه می‌خواهیم به‌احتمال بیش وابسته به توانایی ما در فراخوان گرایش‌های مناسب در آن‌هاست و همچنین شاید ارائه گزارش‌هایی(اطلاعات) که مؤثر در باورهای مربوط آن‌ها باشد.ا

فرض کنید قصد دارید گروهی شنونده را ترغیب به‌ همكاری در پرداخت اعانه به ‌یك سازمان ‌خیریه نمایید. چنانچه مخاطبان شما انگیزه همكاری در امور نیک داشته‌ باشند، یك راه ترغیب ‌آن‌ها ارائه گزارش‌های خدمات مؤثر و نیك خواهانه‌‌ای هست كه تاكنون سازمان در ‌انجام آن‌ها موفق ‌بوده است. در این ‌صورت كاركرد زبان خواست ‌ورز(دستوری) و هدف آن ایجاد علت برای رفتاری خاص در دیگران‌ است، ولی شما از ارائه اطلاعات به‌جای فرمان آشكار یا درخواست صریح سود ‌برده‌اید. از سوی دیگر فرض کنید مخاطبان هم‌اكنون پذیرفته‌اند كه فعالیت‌های سازمان و نتایج ‌‌حاصل خوب و نیك‌خواهانه بوده است. هنوز ‌هم یك درخواست خشک‌وخالی برای دریافت ‌اعانه ممكن ‌است موفق نباشد. در این ‌حالت می‌‌توان از گفتار سخن ‌ورز سود‌ برد و درواقع به طریقی دادخواهی کرد. در این حالت هم نیز زبان كاربرد آمیخته دارد، و كارکردهای سخن‌ ورزی و دستوری هردو بكار گرفته‌شده‌اند. سرانجام فرض ‌كنید، شنوندگان‌ شما نه انگیزه‌‌های خیرخواهانه دارند و نه معتقدند كه سازمان شما ‌قصد چنین اهدافی دارد. در این وضع زبان باید با كاركرد سخن ‌ورزی و هم گزارش‌ ورزی، خواستار عمل باشد، یعنی هر سه كاركرد زبان به ‌خدمت گرفته‌شده‌ باشند، و این نه به‌تصادف كه به‌عمد و به‌ضرورت خواهد بود. ضرورتی كه نیازمندی ایجاد ارتباط موفق است.

زبان آئین ورز:

یك نمونه از كاربردهای مهم و آمیخته زبان، زبان آئین ورز است كه بسیار نیز رایج هست. خوش‌آمد گویی در گردهمایی‌های اجتماعی، مناسک مذهبی در عبادتگاه‌ها، زبان هیبت‌ناک در احکام دولتی عموماً ترکیبی از گفتار سخن‌ ورز و خواستاری(دستوری) است. ویژگی انگیزشی و گیرایی كه در زبان مراسم ازدواج (برای مثال: "من اکنون شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم") وجود دارد، به‌قصد تأکید بر رسمی و جدی بودن این رویداد است(كاركرد سخن‌ ورزی) تا سبب گردد عروس و داماد پایبندی خود را به بهترین وجه در نقش جدید خود كه حاصل این پیمان مهر و وفا است، درك كرده و پیگیر اجرای آن باشند( كاركرد خواستاری/دستوری).

[6]-ملاحظه درباره گفت كنش ورز برای اولین بار توسط پروفسور جان آستین در دانشگاه آكسفورد گسترانده شد؛ كتاب:
"How to Do Things with Words"
(لندن، انتشارات دانشگاه آكسفورد-1962) را ملاحظه نمایید.

زبان کنش‌ ورز:

گونه دیگر از کاربرد زبان شبیه كاربرد‌های آئینی هست كه به‌راحتی در تقسیم‌بندی سه‌گانه کارکردها جای نمی‌گیرد. درون‌مایه آن‌ها بیشتر از صرف چندگانه بودن است. وقتی شما در پاسخ به درخواست یک دوست بگویید ”من قول می‌دهم“، شما چیزی بیش از گزارش تمایل خود یا پیش‌بینی انجام رفتاری در آینده را نموده‌اید. واژه‌های شما در آن زمینه کارکردی دارند که به ایجاد یك پیمان منجر می‌گردد. به همین سیاق در پایان مراسم ازدواج وقتی عاقد یا كشیش می‌گوید، ”من اكنون شما را زن و شوهر اعلام می‌كنم،“ وی چیزی بیش از گزارش آنچه را كه انجام داده بیان می‌كند. گاهی اوقات، ماحصل واژه‌ها به پایه‌‌ریزی یك عمل و رفتار منجر می‌گردد. این‌ها نمونه‌هایی از كاربرد كنش ‌ورز زبان هستند. زبان كنش‌ورز  درواقع به انجام عملی می‌پردازد كه گزارش یا شرح آن را نیز می‌نمایاند. چنین به نظر می‌رسد که طبقه‌ای از افعال كنشگر هستند كه توسط اول‌شخص(در یک رویداد مناسب) بیان می‌شوند و نوعاً نشان‌دهنده عملی‌اند كه انجام‌‌شده یا در حال شدن هست. در اینجا نمونه‌هایی برای مثال آمده‌اند: ”بدین‌وسیله تبریك عرض می‌كنم“؛ "بدین‌وسیله انجمن از پی گیری‌های شما قدردانی می‌کند"؛ ”بدین‌وسیله و با خوشحالی دعوت شما را می‌پذیرم“؛  ”به‌ خاطر. . . عذر می‌خواهم“؛ ”پیشنهاد می‌كنم كه . . . .“؛ و بسیاری نظیر آن‌ها. افعال کنشگر فقط وقتی می‌توانند به انجام كاركرد خود بپردازند كه به روش خاص‌ به ماوقع زمینه‌ای كه در آن اظهارشده‌اند گره‌خورده باشند، یعنی انجام دادن چیزی بیش از تركیب سه كاركرد عمده زبان.

صورت‌ها و کارکردهای زبان:

جمله‌ها — عبارت‌اند از واحد‌های زبان كه بیان‌گر فكر كاملی هستند — و بطور معمول آن‌ها را در چهار مقوله جای می‌دهند: اخباری، استفهامی، امری، و ندایی/تعجبی. اما این مقوله‌بندی چهارگانه دستورزبانی با عبارت گزاره‌ای، پرسش، دستور، و ندا هماهنگی ندارند. ممكن است به این اندیشه افتاد تا كاركرد[جمله/زبان] را از روی صورت آن تمیز داد، یعنی، جملات خبری را با كاركرد گزارش ‌ورزی یكسان پنداشته و جملات تعجبی و ندایی را فقط برای كاركرد سخن‌ورزی زبان مناسب پنداریم. همینطور گفتار دستوری را فقط شامل بكارگیری جملات در حالت‌های امری و استفهامی(نظر به ‌اینكه در پرسش‌ها همیشه درخواست جواب حضور دارد) بدانیم. اگر این چنین تمیز و تشخیص آشكاری ممكن بود، آنگاه مسأله انتقال پیام فوق‌العاده آسان و جنبه كاركردی زبان به سادگی و توسط صورت آن قابل تشخیص می‌بود، و انجام آن توسط یك وارسی بی‌واسطه حاصل می‌آمد. اما كسانی كه كاركرد را از صورت می‌جویند، ممكن است در باره آنچه كه گفته‌شده و می‌شود به نا‌بجا اندیشی دچار گشته و چه بسا نكات عمده‌ای از آنچه كه قرار بر انتقال آن بوده را از دست دهند.

اینکه هر آنچه به صورت یك جمله خبری نمایان ‌شود، گفتار گزارش ورز است و بنابراین، اگر درست است آن را پذیرفته و اگر نادرست است پس‌زده، یك اندیشه نابجاست. عبارت ”ساعات دل‌پذیری در حضور شما داشتم“ یك جمله خبری است و نباید بالضروره به دنبال كاركرد گزارش ورزی در آن بود، بلكه می‌تواند آئینی یا سخن ورزی باشد و برای انتقال احساس دوستی و قدردانی بكار گرفته‌شده باشد. بسیاری از سرود‌ها و نیایش‌ها به‌صورت خبری بیان می‌شوند و حال‌آنكه كاركرد آن‌ها هرگز گزارش ورزی نیست. چنین پنداشتن و به‌سادگی برآورد كردن آن‌ها به درستی‌ و نادرستی (راست و دروغ)، بهره‌ای ندارد جز بستن راه به‌سوی تجربه‌های گران‌سنگ زیباشناختی و آئین ورزی. همین‌طور بسیاری از درخواست‌ها و فرمان‌ها—شاید برای ایجاد نرمش در آن‌ها — به‌صورت جملات خبری بیان می‌شوند. جمله ”یك فنجان چای  می‌خواهم“ در یك چایخانه بیش از یك گزارش است، و دربردارنده یك فرمان یا درخواست برای انجام كنشی است. اگر جملاتی نظیر ”امیدوارم بعد از كلاس شمارا در كتابخانه ببینم“ یا ”از كمكی كه در این مورد می‌توانید انجام دهید بسیار قدردانم“ را به درست/نادرست برآورد نماییم، به‌زودی دور برمان از بیشتر دوستان خالی خواهد گشت. این نمونه‌ها باید سبب شود تا بپذیریم جملات با ساخت‌های خبری نباید همیشه كاركرد گزارش ورزی داشته ‌باشند. جملات خبری قابلیت ‌پیكربندی برای هر نوع گفتار را دارند.

برای سایر صورت‌‌های جمله نیز وضع به همین‌گونه ‌است. جمله پرسشی ”آیا متوجه هستید كه دیرمان شده؟“ لزوماً برای گزارش کردن [و انتقال] حالت ذهن گوینده نیست و می‌تواند درخواست برای تعجیل باشد. وقتی می‌خواهیم عقیده‌ای را به گونه نیرومند و استوار بیان كنیم، معمولاً آن را به‌صورت پرسشی ادا می‌کنیم. برای مثال عبارت: ”مگر قرارداد بسته‌شده بین روسیه و آلمان در سال ۱۹۳۹ نبود كه منجر به جنگ جهانی دوم شد؟“ را مشكل بتوان هرگز پرسشی دانست، بلكه روشی برای گزارش یا یادآوری واقعیتی تاریخی و به‌ظاهر درست است. جملاتی كه ازنظر دستور زبان صورت امری دارند، مثل "آگاه ‌باشید كه . . ." نیز می‌توانند غیر امری و بلكه گزارش ورز باشند. این نوع كاربرد زبان، گفتار را با جنبه‌های سخن ورزی آرایش داده تا نفوذ و وقار آن افزایش ‌یابد. باوجود پیوند نزدیك با گفتار‌ سخن ورز، جملات ندایی و تعجبی می‌توانند كاربرد كاملاً متفاوتی داشته باشند. جمله تعجبی ”ای‌داد، چه قدر دیر شد!“ می‌تواند درزمینهٔ ‌متن خود، خواستار تعجیل باشد. همین‌گونه، وقتی یك كارمند بنگاه معاملات ملكی حین نمایاندن خانه‌ای به مشتری جمله تعجبی "به، چه نمای زیبایی!" را ادا می‌نماید، شاید قصد او بیشتر درخواست تا سخن ورزی باشد.

بسیاری از گفتار، دو كاركرد و شاید هر سه كاركرد زبان را به‌یک‌باره منظور نظر قرار ‌می‌دهند. در این مواقع باید هر جنبه یا كاركرد متن و با معیار متناسب آن ارزیابی شود. می‌توان یک متن با كاركرد گزارش ورزی را با معیار درست و نادرست برآورد نمود. همین متن را كه شاید كاركرد دستوری(درخواستی) هم داشته باشد، می‌توان به شایسته و ناشایسته، ‌حق و ناحق، ارزیابی کرد. به همین روش، اگر كاركرد سخن ورزی نیز در آن هست، مؤلفه‌های این‌گونه ای را می‌توان به بی‌ریا و ریاكارانه، ارزشمند و نظایر آن برآورد نمود. برآورد متون به‌گونه‌ای مناسب نیاز به دانشِ كاركرد یا كاركردهای منظور نظر آن متون ‌دارد.

از دید منطق دان، درستی و نادرستی، و ملاحظات مربوط به صحت و عدم ‌صحت استدلال، دارای بیشترین اهمیت است. بنا‌بر‌این، باید توانا به تمیز گفتار گزارش ورز از گفتار غیر آن بود. افزون بر آن، باید به گزینش و نشان‌دار كردن كاركردهای گزارش ورز متن و سایر كاركردهایی كه متن به خدمت آنان است نیز توانا بود. برای انجام این ”ممیزی“ باید به كاركردهای مختلفی كه زبان می‌تواند به خدمت آنان درآید آگاه ‌بود و بتوان آن‌ها را جداگانه بیان نمود. اغلب، صورت دستور زبانی یك قطعه متن، نمایانگر كاركرد متن هم هست، ولی ضرورت به وجود رابطه بین كاركرد و صورت دستور زبانی متن وجود ندارد. همچنین رابطه محكم و صریحی بین كاركرد و محتوااز این حیث كه چه چیزی ممكن است در متن به نظر برسد كه به اظهار آن پرداخته‌شده، نیز وجود ندارد. بیان و مثالی از این نكته را یك نظریه‌پرداز بزرگ زبان در بحث خود درباره ”معنی“ این‌چنین ارائه نموده است:

 

كودك كج‌خلق، هنگام خواب، می‌گوید گرسنه‌ام، و مادرش، كه خوب او را می‌شناسد و آشنا به شگردهای او، جوابش را با خواباندن وی در بسترش می‌دهد. این، یك نمونه از جابجایی در گفتار است.

 

اظهار كودك در اینجا درخواست(دستور) استگرچه در وصول به درخواست رد گم‌ كردنی خود موفق ‌نیست. منظور ما از كاركرد یك قطعه متن، عموماً كاركرد مفهومی است، كه متأسفانه تشخیص آن همیشه آسان نیست.

وقتی یك قطعه متن به‌صورت منفرد و بریده نقل شود، دشواری ویژه‌ای نیز به فهم منظور ابتدایی آن افزوده می‌شود. علت این امر، زمینه متن و نقش اساسی آن در تشخیص كاركرد است. آنچه به‌تنهایی می‌تواند فرمان یا فقط گزارش ساده‌ای ‌باشد، ممكن است در زمینه اصلی كاركرد سخن ورزی داشته باشد. برای مثال، به‌صورت منفرد، "به‌ پنجره‌ نگاه كن"، موظف ایجاد فرمان است و كاركردی دستوری دارد و "امشب دریا آرام است"، جمله خبری با كاركرد گزارش ورزی است. در هیچ‌یک از این دو، چندان جنبه سخن ورزی نیست، حال‌آنکه در این شعر که این هر دو جمله آمده‌اند،  یعنی وقتی درزمینهٔ شعر نگاه شوند، آنگاه كاركرد عمده آن سخن ورزی خواهد بود. بسیاری از اشعار بر كاركرد سخن ورزی متن تکیه‌دارند و حال‌آنكه در زمینه‌های دیگر می‌توانستند كاركردی كاملاً متفاوت داشته باشند. بنابراین، زمینه متن در شناسایی غرض (یا اغراض) متن دارای نقش بس مهم است.

همچنین مهم است به تفاوت گزاره‌ای كه جمله‌ آن‌ را پیكربندی‌ می‌کند و واقعیاتی كه درباره گوینده است و از ماحصل اظهار جمله پیداست پی برده شود. وقتی شما‌ میگویید، ”هوا برفی است“، جمله شما در باره هوا است، اما اظهار این جمله به‌وسیله شما نیز گواه‌ است بر این‌که گوینده، یعنی شما، به برفی بودن هوا باورمند است و این، یك واقعیت درباره گوینده است.  از طرف دیگر، معمولاً گویندگان به‌صورت اشاره‌ی، از طریق گفتن چیزی دیگر، عباراتی درباره عقاید خود می‌سازند. برای مثال گفتن اینکه "من عقیده ‌دارم جنگ هرگز راه‌حل قانع‌کننده برای نزاع‌های بین‌المللی نیست" بسیار معمول است که نه‌تنها در خودزندگی‌نامه‌ها بلکه روشی برای گفتن یا توصیه این است که ما نباید برای هدف موردنظر به آن تکیه کنیم.  گفتن "من بسیار شادم" گزارش حالت روانی من هست، لیکن اظهار ادات شادی نیز می‌توانست این حالت را حتی بدون اظهار ادعایی بیان کند.

وقتی یك سخنران موضوع بحث‌انگیزی را مورد خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید ”من به‌شدت با چنین و چنان مخالف هستم“ معمولاً قصد او گزارش عقایدش نیست؛ این نحوه بیان روش رایجی برای گفتن این است كه چنین و چنان عقاید بدی هستند و ما باید با آن مخالفت نماییم. وقتی سخنران ادامه می‌دهد تا ما را با نقطه نظرات خود همراه‌ نماید، نباید به توجیه قضاوت خود بپردازد، بلكه نیاز به استدلال است تا دیگران متقاعد به همراهی وی گردند. آغاز كردن یك استدلال با گزاره‌هایی از نظریات خود در بعضی موضوعات قابل‌ منازعه‌ به‌کلی فریب آمیز نیست، ولی در این حالات، قضاوت و گزارش‌ها به‌طور خودواگو و درخور یکپارچه شده‌اند.

تركیب بیش از یك كاركرد مهم زبان در یك ‌متن می‌تواند مسئله‌ساز شود. به‌عنوان‌مثال بیان و ابراز عقیده، كه آزادی آن توسط قانون اساسی تأمین‌شده‌ است، گاهی ممكن است با زبانی بسیار پرخاشگرانه بیان گردد در این موارد تمیز یکپارچه شدن كاركردهای گزارش ورز و احساسی در این اظهارات پرخاشگرانه می‌تواند برای دفاع از آزادی بیان ضروری باشد، تا صرفاً به خاطر كاركرد احساسی این حق خدشه‌دار و ضایع نگردد.

در فصل‌های بعد این کتاب به گسترش تکنیک‌هایی خواهیم ‌پرداخت كه می‌توانند به شیوه‌ كاملاً مکانیکی برای برآورد اعتبار یك ‌استدلال بكار روند. اما روش مکانیکی برای تعیین وجود یک استدلال وجود ندارد. تمیز كاركردهای مختلفی كه در متن حضور دارند و زبان‌ موظف به انجام آن‌هاست، مستلزم داشتن درك دقیق و حساس به ویژگی‌های انعطاف‌پذیری و چندگانگی كاربرد زبان است.

مرور کلی
کاربردهای زبان
كاربرد‌های عمده زبان             ساخت‌های دستور زبانی زبان
گزارش ورزی خبری
سخن ورزی پرسشی
دستوریامری
تعجبی، ندایی
صورت اغلب دلالت به كاركرد دارد — اما هیچ رابطه مطمئنی بین صورت‌های دستور زبانی و كاربرد یا كاربرد‌های موردنظر وجود ندارد. زبانی كه به خدمت هر یك از سه كاركرد عمده‌ خود(ستون سمت ‌راست) درآید می‌تواند به هر صورت دستور زبانی (ستون سمت چپ) ظاهر شود.
 

تمرین

آ. کدام‌یک از کارکردهای مختلف زبان با هر یک از عبارات زیر به‌خوبی به مثال درآمده است؟

۱. خانه خط  6a را علامت بزنید، مگر یکی از والدینتان (یا فرد دیگری) می‌تواند شما را به‌عنوان وابسته در اظهارنامه مالیاتی خود اعلام نماید.    —U.S. Internal Revenue Service, “Instructions,” Form 1040, 2006

 

۲.

"پسرم، بدان از زباپرند
از آن فک‌های گاز گیر و چنگال‌های به چنگال گیر
بدان و دورباش از آن جابجاپ پرنده
از آن سیادیو دودیخش!"   _لوئیس کارول، آلیس در آنسوی آینه.
“Beware the Jabberwock, my son!
The jaws that bite, the claws that catch!
Beware the Jubjub bird, and shun
The frumious Bandersnatch!”
 
 —Lewis Carroll,
Through the Looking-Glass, 1871

 

۳. آن کدام سفرکرده بود؟ میان ویرانه‌های کارتاژ، پالمیرا، تخت جمشید، رم. تا انگیخته نشد؟ تا ژرف اندیشه نکرد؟ به گذرایی هر چه پادشاه و مردان. سر در گریبان اندوه نبرد؟ از آن‌همه شوکت که دیگر نیست.   هگل-G. W. F. Hegel, Lectures on the Philosophy of History, 1823

 

۴. درحرکت به‌طرف جنوب از مرکز دیترویت، به اولین کشور خارجی[غیر آمریکا] که برمی‌خوریم: نه کوبا، نه هندوراس و نیکاراگوئه و نه هر کشور دیگر  آمریکای لاتین است، بلکه کانادا خواهد بود.

 

۵. 
من کودکی بودم او نیز کودکی
در پادشاهی این دریا
اما ما عاشق بودیم به عشقی فراسوی عشق
من و محبوب من،  آنّابل لی.     ادگار آلن پو, “Annabel Lee,” 1849[در سوگ آنابل/Virginia Eliza Clemm Poe/ اینجا]

 

۶. پس زنید همه ضعف این مبلغان مسیحی که نه عشق آموختند نه برادری بلکه از همه بیشتر بهره‌مند از سود سرمایه‌های دزدیده از زمین و کار شما.  آفریقا بیدار شو در جامه زیبای سوسیالیسم پان آفریقا.   —W. E. B. Dubois, “Pan-Africa,” 1958

 

 ۷. اگر به زبان مردان و فرشتگان سخن بگویم، اما عشقی در من نباشد، من کاسه زنگی پر صدا یا جرنگ جرنگ سنجی بیش نیستم.  _ I Cor. 13:1

 

۸. بدین‌وسیله به اطلاع می‌رسانم که این‌جانب در این تاریخ و به‌وسیله این مدرک از ریاست جمهوری که انتخاب شده بودم استعفا می‌دهم.    —President Fernando Collor De Mello, in a letter to the Senate of Brazil,
29 December 1992

 

۹. زندگی آمریکایی یک حلال قدرتمند است.  به نظر می‌رسد هر عنصر معنوی را خالی می‌کند، هرچه سخت و بیگانه باشد، و ادغام آن در اراده ملی و بومی، خود خوش‌آمدی، لاقیدی و خوش‌بینی.    —George Santayana, Character and Opinion in the United States, 1934

 

۱۰. در منتهی‌الیه شرقی آمریکا— و نیز منتهی‌الیه شمالی و غربی—  آلاسکا وجود دارد.

 

 

ب.  چه کارکردی از زبان به‌احتمال بیشتر منظور قطعات زیر است؟

 

۱. اینجا طبقه‌ نیست، قانون اساسی ما کور رنگ است، طبقات را در میان شهروندان نه می‌بیند و نه تحمل می‌کند، در احترام به حقوق مدنی همه شهروندان در مقابل قانون برابر هستند، پایین‌ترین قرین با قوی‌ترین. __ Justice John Harlan, dissenting in Plessy v Ferguson, 163 U.S. 537, 1896.

 

۲. قضات نمی‌دانند چگونه می‌توان مجرمی را توان یابی کرد-- زیرا هیچ‌کس نمی‌داند. __Andrew Vn Hirsch, Doing Justice, 1976.

 

۳. آنگاه‌که کِشت آغاز شود، همه هنرها می‌آیند، پس، کشت ورزان پایه‌های تمدن بشر هستند. __Daniel Webster, On Agriculture,” 1840.

 

۴. آنچه برای كامروایی یک بدكردار نیاز است، بپای نخواستن یک نیك‌مرد است. __ادموند برک 1795

 

۵. آنان در میانشان مرد قانون نیست، زیرا  از آن گروه‌اند که هنرشان پوشاندن واقعیات است.   —Sir Thomas More, Utopia, 1516 سر توماس مور

 

۶. جامعه سفیدپوست‌ها عمیقاً در گتوها [محله‌های اقلیت نشین به‌ویژه یهودی‌ها در اروپا] نقش داشته‌اند، نهاد‌های سفید آن‌ها را حفظ  کردند و آن‌ها را ندیده گرفتند.   —The National Commission on Civil Disorders (Kerner Commission), 1968

 

۷. اینکه بسیاری از امور تولیدی در شاخه‌های صنعت توسط کارگران نه‌چندان خوب انجام می‌پذیرد، بدون شك ناشی از این عقیده است که کارگر ماهر باید همان‌قدر مزد بگیرد که کارگر غیر ماهر. __جان استوارت میل- On liberty 1895

 

۸. جنگ بزرگ‌ترین بلایی است که می‌تواند بشریت را مبتلا، دین را خراب كند، دولت‌ها را پاشانده، و خانواده‌ها را نابود نماید، هر مجازات دیگری به آن ترجیح دارد. ___مارتین لوتر , Table Talk

 

۹. تاریخ بشر هرچه بیشتر پیش به‌سوی تبدیل‌شدن به یک مسابقه بین آموزش و فاجعه است.  __H. G. Wells, The Outline of History, 1920.

 

۱۰. افرادی که قبل از تصمیم‌گیری، اصرار به دیدن با وضوح کامل دارند، هرگز تصمیم نخواهند گرفت.  —Henri-Frédéric Amiel, Amiel’s Journal, 1885 - فیلسوف اخلاق سویسی -  ۱۸۲۱-۱۸۸۱ م

 

۱۱. از دیگر پلیدی‌ها که موجب خواری شما خواهد شد همانا بی جنگ‌افزار بودنتان است.  شهریار -  نیکلا ماکیاولی(1469- 1527)،

 

۱۲. آشتی همیشگی یک رؤیا است و زیبا هم نیست. جنگ بخشی از فرمان خداوندگار جهان است. آنجاست که نجابت و فضیلت یک مرد افزون می‌گردد: دلیری، کف نفس، وظیفه‌شناسی و ایثار. بدون جنگ دنیا در ماده‌گرایی فرو خواهد رفت. __.Helmuth Von Moltke,1892 - ژنرال آلمانی در جنگ اول بین‌المللی- ۱۸۰۰-۱۸۹۱ م.

 

۱۳. زبان! همان خون روح، در اندرون، اندیشه‌ها جاری و در برون، رویش و شکوفایی.  _Oliver Wendell Holmes, The Autocrat of the Breakfast-Table, 1958.  پزشک،  شاعر و نویسنده آمریکایی -۱۸۰۹-۱۹۹۵.

 

۱۴. در ۱۳۳ سال گذشته، بیش از ۷۵۰۰ دانشمند، ازجمله دانشمندان علوم اجتماعی برای آکادمی ملی علوم برگزیده‌شده‌اند. به نظر می‌رسد فقط سه نفر آن‌ها سیاه‌پوست بوده‌اند. __The Journal ob Black in Higher Education, Summer 1996.

 

۱۵. اندازه کم از فلسفه ذهن بشر را متمایل به الحاد می‌کند، اما ژرف‌نگری بیشتر در آن، ذهن را به مذهب سوق خواهد داد. __فرانسیس بیكن،  Essays

 

۱۶. هرگز جهان آرامی نخواهیم داشت، مگر آنكه تکلیف میهن‌پرستی را روشن كرد. __جرج برناردشاو- O’Flaherty, V.C.

 

۱۷. اگر[او] واقعاً فکر می‌کند فرقی بین پرهیزگاری و گناه نیست، پس چرا می‌گذارید بعد از رفتنش از خانه‌‌ قاشق‌‌ها را بشماریم.       [شمردن قاشق~کنایه از کم نشدن وسایل خانه]    —Samuel Johnson, 1763

 

۱۸. بشر قبل از جفت کردن حیوانات خود همچون اسب‌ها و احشام با دقت و وسواس پی‌جوی ویژگی‌های ارثی آن‌هاست. اما هنگامی‌که داستان ازدواج خودش به میان می‌آید بندرت، و حتی هرگز، این‌چنین پی‌جوئی را انجام می‌دهد. __چارلز داروین -The Decent of Man 1871 

 

۱۹.  داستان بلعیدن یونس توسط نهنگ چندان شگفت نیست، چراکه نهنگ به آن اندازه بزرگ است، اما به معجزه نزدیک‌تر می‌شد اگر یونس نهنگ را می‌بلعید.  _Thomas Paine, The Age of Reason, 1796

 

۲۰. اندیشه رقابت، یک غول چند سر است که زیباترین رؤیاهای ما راحتی قبل از آنکه به خوابشان دیده خفه می‌کند، ما را از چالش‌های اصولی تعاملات انسانی به سمت ناهنجاری‌ها، تنفر، بدگمانی، و خیالات واهی سوق می‌دهد.  __C. Eric Lincoln, Coming Through the Fire, Duke Univ Press, 1996

 

۲۱. الیزابت، تو در مقابل انتخاب ناخوشایندی قرار داری. از امروز تو با یکی از والدین خود بیگانه خواهی شد. اگر تو با آقای کالین ازدواج نکنی مادرت دیگر هرگز تو را نخواهد دید و من نیز هرگز تو را نخواهم دید اگر چنین کنی. __جین آستین-Pride and rejudice,1892

 

۲۲. تو مردانی را ستایش می‌کنی که شهروندان را عیاش و خوش‌گذران کرده و خواست آنان را بر‌می‌‌آورند، مگر نمی‌بینی این دولت‌مردان ارشد، شهر را متورم، زخمی و لبریز كرده‌اند از باراندازها، لنگرگاه‌ها، دیوارها و همه این‌ها، و هرگز جایی برای عدالت و میانه‌روی نگذاشته‌اند.   __افلاطون  گرگیاس

 

 

ج. در قطعات زیر مشخص نمایید قصد بر اظهار چه گزاره‌هایی بوده، و اگر بوده، به‌قصد موجب شدن چه عمل آشكارایی می‌توانند باشند، و اگر چنین است، چه زمینه و گواهی را گوینده برای قصد خود ارائه كرده.

 

۱. من هرگز نخواهم پذیرفت نامزد شوم و هرگز انجام‌وظیفه نخواهم کرد اگر انتخاب شوم. —William Tecumseh Sherman, message to the Republican National Convention, 1884

 

۲. دولت مطابق باعقل خود یخ را به‌عنوان "محصول غذایی" در نظر گرفته است. این یعنی، قطب شمال یکی از بزرگ‌ترین منابع تولید غذا است.    __George P. Will

 

۳. بشر در تقلای همیشگی خود است كه چنین تواناست، و در یك صلح همیشگی است كه خواهد مرد. __آدولف هیتلر-Mein Kampf, 1925

 

۴. نقد همان كلید طلایی برای كشف گنج‌های نهان، نه تازیانه مجازات.  __Arthur Symons, An Introduction to the Study of Browning, 1886

 

۵. بدون آوای موسیقی، جهان همچون بیابانی خشک، و لم یرزع است، خانه‌هایی نیم ساخته و ساکنانی که دیگر رفته. این‌گونه است كه تاریخ یونان و تاریخ کتب مقدس، و نه البته تاریخ همه ملت‌ها، با موسیقی آغاز شده. __Ludwig Tieck, quted in Paul Lang, Music in Western Civilization, 1941

 

۶. پژوهش در اساس عبارت است از، حالتی از ذهن که ذهن در آن حالت پیوسته به باز آزمون اصول موضوعه و دکترین‌ها بر پایه اندیشه‌ها و رفتارهای جاری می‌پردازد. بنابراین پژوهش عبارت است از نقادی شیوه‌های موجود.  __Theobald Smith, American Journal of Medical Science, vol. 178,1926

 

۷. من پیوسته کوشیده‌ام به‌واسطه کردار اشخاص خنده بر خود روا ندارم، و نه برایشان دل بسوزانم، و نه از آن‌ها متنفر باشم، بلکه به درک آن‌ها نائل آیم.  __باروخ اسپینوزا-Tractatus Theologico-politicus,1670

 

۸. آزادی سیاسی چه‌ سود برای آنكه نان ندارد؟ فقط بكار نظریه‌پردازان و سیاسیون جاه‌طلب می‌آید.  —Jean-Paul Marat, L’Ami du peuple, 1789

 

۹. آنگاه‌که طبقه پایین‌تر هست من در آنم، آنگاه‌که یک عضو خلاف‌کار است من از آنم، و آنگاه‌که هنوز آدمی در زندان است، من آزاد نیستم. —Eugene Debs, 1918

 

۱۰. اگر ملتِ خدا وجود داشت، آن‌ها به شیوه دموکراتیک حکومت می‌شدند، اما این‌چنین حکومت کاملی برای بشر مناسب نیست.   _ژان ژاک روسو،  قرارداد اجتماعی،  1762

 

۱۱. سه طبقه شهروند وجود دارد. یکم ثروتمندان، آدم‌های بیکاره که هنوز و همیشه آرزوی بیشتری دارند. دوم فقیران و فرودستان، کسانی که چیزی نداشته و لبریز از رشک و نفرت از ثروتمندان، و به‌آسانی طعمه عوام‌فریبان. بین این دو سر زیادی و كمی کسانی نیز هستند که شهر را امن و قانون را برقرار می‌دارند.  __ Euripides, The Suppliant Woman. ، اوریپیدس

 

۱۲. من متقاعدم که این درهم‌ریختگی مثل هر گرایش شر این زمانه خبیث نه به طبقه فرودست که وابسته به طبقه متوسط است — همان طبقه متوسط‌هایی که ما با بی‌خردی خود این‌همه عادت به مجیزگویی‌شان داریم.   __Lord Robert Cencil, Diary in Australia, 1852. .

 

۱۳. خداوند خود گواه خواهد بود که جنگ همیشه رخ خواهد داد، دارویی قوی برای بشریت بیمار.  __Heinrich Von Treitshke, Politik, 1916

 

۱۴. من ترجیح می‌دادم وقتی رئیس‌جمهور نبودم مردم تعجب می‌کردند كه چرا رئیس‌جمهور نیستم، نه حالا که هستم.     —Salmon P. Chase, at the Republican National Convention, 1860

 

۱۵. او [بنجامین دیزرائیلی] یک مرد خودساخته بود، و خالق خود را می‌پرستید.    —John Bright, 1882

 

۱۶. ما همیشه درباره حقوق اساسی، آزادی بیان و مطبوعات می‌شنویم.  هر بار که این کلمات را می‌شنوم به خود می‌گویم، "آن مرد سرخ است، آن آدم کمونیست است."  آیا هرگز کلام واقعی آمریکایی بدین شیوه می‌توان شنید.   —Frank Hague, speech before the Jersey City Chamber of Commerce, 12 January 1938

 

۱۷. حتی یک نادان، وقتی خود را آرام نگاه دارد، خردمند به‌حساب آید. و او که لبان خود را بسته می‌دارد به مرد فهم عزیز داشته می‌شود.   __ Proverb 17:28

 

۱۸. سخن بجا، سیبی از طلا — ظرفی از نقره.   __Proverb 25:11

 

۱۹. من در دشمنی همیشگی با هرگونه استبداد بر ذهن افراد بشر در پیشگاه خداوند سوگند خورده‌ام. __توماس جفرسون-1800

 

۲۰. آزادمرد به كمتر از مرگ نمی‌اندیشد، و خرد او در مرگ جولان نمی‌دهد، آوردگاه او زندگی است.   __باروخ اسپینوزا- اخلاق.

 

۲۱. افرادی كه در دنیای مادی خود به‌اندازه قابل‌قبول خوشبخت‌اند؛ ولی چیزی را برای بهره‌مندی —  كافی و ارزشمند نمی‌یابند، بیشتر اوقات به این دلیل است كه مراقب هیچ‌کس جز خودشان نیستند. __Hohn Stuart Mill, Utilitarianism, 1863.-جان استوارت میل

 

۲۲.  تاکنون من بسیار گستاخی‌های لندنی را شنیده و دیده‌ام، اما هرگز انتظار نداشتم یک خودنما برای پرتاب یک کوزه رنگ به چهره عموم ۲۰۰ سکه طلا  بخواهد.  —John Ruskin, on Whistler’s painting, Nocturne in Black and Gold, 1878

 

۲۳. یك فرد جوان، شنونده مناسبی برای درس علم سیاست نیست، زیرا وی درباره اعمالی كه در زندگی رخ ‌می‌دهد بی‌تجربه است، و چون بحث از همین‌جا آغاز می‌شود و درباره همین‌هاست، و بعلاوه، چون وی علاقه‌مند به پیگیری امیال خویش است، تحصیل وی بیهوده و غیرمفید خواهد بود، زیرا هدف نهایی او دانش نیست بلكه عمل است.  __ارسطوخلاق نیكوماخوس

 

کارکرد زبان
کارکرد زبان
Functions of Language
isA; روند
زبان گزارش ورز
زبان سخن ورز
زبان دستوری
isA; کارکرد زبان proposition; گزاره
زبان آئین ورز
isMyself; # isA; کارکرد زبان proposition; گزاره
کنش ورز

© 1987 - 2017 KHcc Sc.