مفهوم و مصداقIntroduction to Logic

فصل ۴: تعریف؛  قسمت ۴: ساختار تعریف/ مفهوم و تعریف مفهومی - بخش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

۴.۴ ساختار تعریف: مفهوم و تعریف مفهومی

در زبان انگلیسی  عبارتی که گاهی به‌جای “intension” (مفهوم)  بکار می‌رود  "connotation" است؛ و البته تعریف مفهومی تعریف  “connotative” نیز هست. ازآنجاکه در زبان انگلیسی روزمره connotation برای معنی تمام و کمال عبارات، به شمول جنبه‌های انگیزشی افزون بر معنی توصیفی، بکار می‌رود ما از کار زدن  connotation خودداری خواهیم کرد. و چون ما در اینجا فقط  متوجه معناداری گزارش ورزانه هستیم عبارت connotationرا به کنار می‌نهیم؛ بنابراین، در این قسمت عبارت‌های "مفهوم/intension"  و "مفهومی/intensional" را بکار خواهیم برد.

آن‌گونه که گفتیم، مفهوم یک عبارت شامل آن ویژگی‌های به اشتراک گذاشته به‌وسیله همه اشیاء تفکیک‌شده توسط آن عبارت، و فقط به اشتراک گذاشته توسط آن عبارت است. اگر ویژگی‌هایی که "صندلی" را تعریف می‌کنند عبارت باشد از " تک نشیمن‌‌گاه برجسته" و "دارای یک پشتی"، آنگاه هر صندلی یک تک نشیمن‌‌گاه برجسته با یک پشتی است، و فقط صندلی‌ها تک نشیمن‌‌گاه برجسته با پشتی هستند.

حتی درون این محدودیت، باید سه برداشت مختلف از مفهوم تمیز داده شود: مفهوم ذهنی، عینی، و متعارفی.  مفهوم ذهنی یک واژه برای یک گوینده مجموعه تمام ویژگی‌هایی است که گوینده باور دارد همه‌چیزهای مورداشاره واقع‌شده(تفکیک‌شده) توسط آن عبارت دارا هستند. این مجموعه از فردی به فرد دیگر تغییر مي‌کند و حتی ممکن است برای یک فرد نیز در زمان‌های مختلف متفاوت باشد، لذا نمي‌تواند مقصود تعریف را برآورده سازد. افزون بر آن، موردنظر منطق دان، معنای عمومی یك واژه است و نه تفسیر شخصی از آن. مفهوم عینی یک واژه عبارت است از مجموعه تمام ویژگی‌های به اشتراک گذاشته به‌وسیله همه چیزهای درون مصداق آن عبارت. بنابراین درون مفهوم عینی عبارت "دایره" این ویژگی است که دایره محصورکننده سطحی در صفحه است که مساحت آن از مساحت هر شکل دیگر در صفحه با محیط برابر بزرگ‌تر است. اما این ویژگی دایره برای افراد بسیاری که واژه را بکار می‌برند کاملاً ناشناخته است. دانستن همه ویژگی‌های مشترک اشیاء مورداشاره یک عبارت، نیاز به دانش بی‌پایان (همه‌چیزدانی) دارد. و ازآنجاکه، کسی این‌چنین دانشی ندارد، مفهوم عینی نمي‌تواند معنای عمومی یک واژه، که در پی آن هستیم، باشد.

انسان‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و بنابراین عبارت‌هایی را بکار می‌برند که می‌فهمند؛ پس باید مفاهیم همگانی‌ای موجود باشد که به آن معنا که گفته شد نه ذهنی و نه عینی باشند. عبارت‌ها‌ دارای معانی پابرجا هستند زیرا موافقتی ضمنی برای کاربرد معیار یکسان وجود دارد، یعنی معیاری برای تصمیم‌گیری به بودن یا نبودن هر شئ‌ای درون مصداق یک عبارت. لذا، آنچه یک شئ را، در گفتمان همگانی، دایره می‌کند کاربرد همگانی عبارت دایره است، یعنی منحنی بسته‌ای در صفحه که تمام نقاط آن از نقطه‌ای واقع در درون آن بنام مرکز به یک‌فاصله هستند. این معیار توسط عرف برقرار گردیده و این معنای مفهوم متعارفی دایره است. این درک از مفهوم به‌قصد تعریف اساسی است، چراکه عمومی است و نیاز به همه‌چیزدانی هم  در كار نیست. به‌طورمعمول، عبارت "مفهوم" به معنای مفهوم متعارفی بكار مي‌رود، و کاربرد موردنظر ما نیز همین‌گونه خواهد بود.

 تعریف ترادفی

 آن تکنیک‌ها که در تعریف عبارات‌ مفهوم را بکار می‌گیرند، چه هستند؟  چندین روش معمول است. ساده‌ترین روش که بیشترین کاربرد را دارد استفاده از واژه‌ای دیگر است، به قسمی که معنی آن هم‌اکنون دانسته باشد و هم‌معنی با عبارت مورد تعریف ‌باشد. به دو واژه هم‌معنی "مترادف" گفته می‌شود، لذا این نوع تعریف را تعریف ترادفی می‌نامند. واژه‌نامه‌ها، بسیار از این روش برای تعریف واژه‌ها استفاده می‌کنند. به‌عنوان‌مثال معنی "دوروند" عبارت است از "تبهکار" و یا "شهله" به معنی "گوشت چرب" و همچنین مانند این‌ها. معنی واژه وقتی به زبان دیگری است، تعریف مترادفی بسیار کارساز و درواقع ضروری است. فراگیری واژه‌های یک زبان خارجی به‌واقع یادگیری تعریف‌ها توسط مترادف‌ها هستند.

این روش خوبی برای تعریف عبارت‌ها است، آسان، کارساز و سودمند نیز هست؛ اما محدودیت‌های آن نیز جدی است. بسیاری از واژه‌ها مترادف دقیقی ندارند، درنتیجه تعریف مترادفی اغلب، چیزهای کمتری را از معنای کامل ارائه مي‌دهد که این می‌تواند گمراه‌کننده نیز باشد. این واقعیت توسط یك ضرب‌المثل ایتالیایی این‌گونه بیان‌شده: “Tnaduttor,Traditor”(مترجم همان خائن).

یک محدودیت جدی‌تر تعریف مترادفی به این قرار است: اگر شخص از اصل با تصور واژه‌ای که سعی به تعریف آن است بیگانه باشد، آنگاه هر مترادف ساده‌ای برای خواننده و شنونده یک معما است که عبارت خواهد بود از خود تعریف‌گر (معرِف).  وقتی بنا بر ساختن یک تعریف روشنگر با یک تعریف نظری باشد آنگاه مترادف‌ها درواقع بیهوده خواهند بود.

 تعریف کنش‌مند (یا عملیاتی)

ممکن است فردی در جستجوی توضیح مفهوم یک عبارت کوشش بر گره زدن تعریف‌شده(معرَ‌ف) به مجموعه‌ای از بعضی کنش‌ها و عملیات به‌وضوح وصف شده داشته باشد؛ حاصل انجام آن ارائه تعریفی از عیارت موسوم به تعریف کنش‌مند خواهد شد. 

عبارت تعریف کنش‌مند برای اولین بار به‌وسیله فیزیکدان برنده جایزه نوبل بریجمن ( P. W. Bridgeman) در کتاب وی منطق فیزیک مدرن (The Logic of Modern Physics) در ۱۹۲۷ بکار برده شد.

 برای مثال، در پی موفقیت و گسترش تئوری نسبیت انیشتین، "فضا" و "زمان،" دیگر به شیوه انتزاعی نیوتن قابل‌تعریف نبودند. لذا پیشنهاد شد تا آن‌ها به شیوه "كنش‌مند" تعریف شوند— یعنی توسط اعمالی که برای اندازه‌گیری فاصله و مدت انجام می‌شود. تعریف كنش‌مند یک عبارت می‌گوید: آن عبارت در یک حالت داده‌شده به گونه درستی بکار بردنی است، اگر و فقط اگر انجام اعمال مشخصی در آن حالت همیشه نتیجه مشخصی را به دنبال داشته باشد. مقداری که برای اندازه فاصله ارائه می‌گردد، مطابق با تعریف كنش‌مند به روند مشخص اندازه‌گیری آن ارجاع می‌شود. در تعریف كنش‌مند فقط اعمال عام و تکرارپذیر مورد ارجاع تعريف‌گر(معرِف) قرار خواهند گرفت. دانشمندان علوم اجتماعی نیز کوشیده‌اند تا این تکنیک را بکار گیرند. برای مثال بعضی از روانشناسان سعی کرده‌اند تا تعاریف انتزاعی "ادراک" و "ذهن" را با تعاریف كنش‌مند که دلالت انحصاری بر رفتار و یا مشاهدات روان‌شناسانه دارند جایگزین نمایند.

از همه گونه‌های ساختن تعریف آنکه گسترده‌تر از همه قابل کاربرد است روش تعریف به جنس و فصل است. این مهم‌ترین کاربرد از همه کاربردهای مفهوم عبارت‌های عام است، و نیز یک تکنیک بسیار فراگیر است که اغلب در تعریف عبارات بر آن تکیه شده است. بنابراین، ما قسمت بعدی، یعنی قسمت پایانی این فصل، را به بررسی مشروح برای تعریف به‌وسیله جنس و فصل اختصاص می‌دهیم، و نیز قواعدی که به‌گونه صحیح راهنمای کار زدن آن باشند.

جدول زیرگونه‌های تعریف به‌وسیله کاربرد (که پنج از آن وجود دارد)، و شش تکنیک بر مبنای مصداق‌(سه) و مفهوم(سه) خلاصه‌شده است.

 

 

تمرین

 تعريفی ترادفي براي عبارت‌های زير ارائه‌ نماييد.

۱-مهمل
۲-دلقك
۳-خطر
۴-تازه‌كار
۵-متر
۶-گورستان
۷-ديكتاتور
۸-رمه
۹-شگون
۱۰-لات
۱۱-خودخواهی
۱۲-جشن
۱۳-درهم
۱۴-نوشدارو
۱۵-خيمه
۱۶-طفل
۱۷-عجله
۱۸-درويش
۱۹-چاخان

 

مصداق
مصداق
مصداق
مصداق
مصداق
مصداق

© 1987 - 2016 KHcc Sc.......