درآمد به منطق
فصل ۱۴-علم و فرضیه
 
قسمت۴ -  طبقه بندی چونان فرضیه
 
وبلاگ کتابصفحه کتاب  

بخش سوم:آنالوژی و علّیت

فصل چهاردهم: علم و فرضیه -- قسمت چهارم- طبقه‌بندی چونان فرضیه

توجه: تصاویر این قسمت به‌ وسیله برگردان‌کننده ضمیمه شده است.

۴.۱۴

 

  طبـقه بنـدی چونـان  فرضیـه

 

 

این یک تصور اشتباه است که فرضیه‌ها فقط در علوم پیشرفته‌ای چون فیزیک و شیمی مهم هستند و در علوم موسوم به توصیفی چون گیاه‌شناسی و تاریخ دارای نقش نیستند. در حقیقت علوم توصیفی خود بر مبنا یا متضمن فرضیه هستند. فرضیه‌ها برای انواع سیستم‌های طبقه‌بندی در زیست‌شناسی حیاتی است، همان‌گونه که برای تفسیر و تعبیر در تاریخ چنین هستند و نیز در سراسر علوم اجتماعی چنین‌اند [*].

[*]- برای دیدن طبقه‌بندی مفصل حیات در زمین می‌توان به
1-     http://nataliewcoll.global2.vic.edu.au/files/2012/09/AMAZEBALLS-29t0pt7.jpg
یا
2-  http://www.larousse.fr/encyclopedie/cartes/Classification_des_esp%C3%A8ces_vivantes/1309193
مراجعه کرد.

در علم تاریخ اهمیت فرضیه‌ها به آسانی نشان داده می‌شود. بسیاری از تاریخ‌دانان در پی ایضاحات رویدادهای گذشته‌اند تا به گزارش آن‌ها بپردازند و نیز بتوانند به وسیله رویدادهای ثبت‌شده دیگر آن‌ها را تأیید کنند. این برای برخی عبارت از بعض هدف یا الگوی گسترده‌تر است، دینی یا طبیعت‌گرایانه، در ایضاح سراسر تاریخ مضبوط. برای آنان که این‌گونه طرح‌ها از عالم هستی را نمی‌پذیرند هنوز بررسی گذشته برخی قوانین تاریخ را آشکار می‌کند که ایضاح بعضی پیامدها در گذشته هستند و می‌توانند برای پیش‌بینی بعضی رویدادهای آینده بکار بسته شوند. هردو این گروه به تاریخ به عنوان یک علم نظری می‌اندیشند؛ برای هردو نقش فرضیه در شاکله اندیشه تاریخ‌دان مرکزیت دارد. گروه سومی نیز هستند که هدف معتدل‌تری به پیش می‌گذارند. برای آن‌ها کار تاریخ‌دان شرح وقایع گذشته است، آن گونه که توصیف دقیقی از رویدادهای گذشته را به ترتیب زمانی ارائه نماید. دل نگرانی آنان بجای نظریه در باره امور واقع خود آن امور واقع است، لذا ممکن است چنین به نظر آید که اینان نیازمند فرضیه نیستند.

لیکن، رویدادهای گذشته آن گونه آسان که عبارت باشد از شرح رویدادها به ترتیب زمانی، آن طور که این نظرگاه می‌خواهد باور داشته باشد، نیست. در واقع گذشته خود برای این‌گونه وصف عریان در دسترس نیست. آنچه در اختیارداریم بایگانی‌های باقی‌مانده حکومتی، اشعار حماسی، مکتوبات تاریخ‌دانان پیشین، امور واقع به دست آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی و مانند آن‌هاست. از گوناگونی‌های این‌چنین گسترده است که باید تاریخ‌دانان سرشت وقایع گذشته را که می‌خواهند وصف کنند استنتاج نمایند. آن‌ها این کار را بدون بعضی فرضیه نمی‌توانند انجام دهند. همه فرضیه‌ها عام نیستند، بعض فرضیه‌ها خاص هستند و تاریخ‌دانان با این فرضیه‌های خاص در پی آن‌اند تا داده‌های در دسترس را به شواهد برای ایضاحات رویدادهای مورد پرسش تبدیل نمایند.

تاریخ‌دانان کارآگاهان در مقیاس بزرگ هستند. روش‌های آنان یکسان است و مشکلات آنان نیز، شواهد اندک هستند و بسیاری از آن‌ها در جنگ‌ها و بلاهای طبیعی از بین رفته‌اند. مدارک دروغ و گمراه‌کننده کارآگاه را از صحنه بیرون می‌برد و به گونه مشابه بسیاری از "سوابق ثبتی" که به گونه غلط‌انداز از گذشته باقی‌اند نیز چنین‌اند، گرچه ممکن است بدون قصد هم باشند مانند نوشته‌های نقد ناشده تاریخی پیشین. روش علمی باید به وسیله کارآگاهان خوب و نیز تاریخ‌دانان خوب بکار گرفته شود و حتی آن تاریخ‌دانان که خود را به وصف عریان وقایع گذشته محدود کرده‌اند باید از بعض فرضیه‌ها کار خود را آغاز کنند. آن‌ها در واقع خود نظریه‌پرداز هستند.

زیست‌شناسان در موقعیت مناسب‌تر هستند. امور واقعی که با آن‌ها سروکار دارند برای نگاه دقیق حاضر و در دسترس‌اند. برای توصیف گیاهان و جانوران یک منطقه آنان، آن گونه که تاریخ‌دانان هستند، مجبور به استخراج استنتاج‌های پرزحمت نیستند، زیرا می‌توانند داده‌ها را مستقیماً دریابند. توصیفات آن‌ها از روی اتفاق یا تصادف نیست و در واقع بسیار نیز نظام‌مند هست. آن‌ها صرفاً وصف گیاهان و جانوران را نمی‌کنند، بلکه آنان را طبقه‌بندی می‌کنند. و این طبقه‌بندی و توصیف در واقع و در منتهی روندی یکسان هستند. وصف یک حیوان به عنوان موجودی که گوشت می‌خورد طبقه‌بندی آن به عنوان یک گوشت‌خوار است، طبقه‌بندی آن به عنوان خزنده همان وصف آن به عنوان موجودی که می‌خزد است. وصف هر شی به این عنوان که دارای یک ویژگی خاص است، طبقه‌بندی آن به عنوان عضوی از طبقه‌ اشیایی است که دارای آن ویژگی هستند.

طبقه‌بندی علمی صرفاً یک تقسیم منفرد اشیاء درگروها نیست، بلکه زیرتقسیم بیشتر هر یک از گروه‌ها به زیرگروه‌ها و زیر طبقه‌ها است. طبقه‌بندی همچنین ابزار ما در پاسخ‌گویی بازی "بیست سؤالی" نیز هست– و البته یک ابزار عمومی است، چرا که پاسخ به یک نیاز عمومی است. بشر آغازین نیازمند به دسته و مجزا کردن خوردنی‌ها از سمی‌ها، صدمه زننده‌ها از غیر صدمه زننده‌ها و مانند آن‌ها بود. همه ما تمایزات را استخراج می‌کنیم و این کار را با توجه به موضوعی که عمده توجه ما بر آن است با دقت بیشتر انجام می‌دهیم. یک باغبان گل دقت بسیار ظریف برای طبقه‌بندی گل‌ها به خرج می‌دهد و درعین‌حال ممکن است همه محصولات غله یک کشاورز را صرفاً "محصول" تلقی کند. یک کشاورز تره‌بار که با بیش‌ترین دقت آن‌ها را طبقه‌بندی می‌کند، درعین‌حال گل‌هایی که هیچ بهره برای او ندارند را صرفاً به عنوان علف هرز تلقی می‌نماید.

دو انگیزه اساسی ما را به طرف طبقه‌بندی چیزها می‌برد. یکی عملی و دیگری نظری است. در هر کتابخانه‌ با چندین هزار مجلد، اگر کتاب‌ها مطابق بعض سیستم طبقه‌بندی در قفسه‌ها جای نگرفته باشند قابل جستن نخواهند بود. با هر چه بیشتر از چیزها که سروکار داشته باشیم بیشتر نیز به طبقه‌بندی آنها نیازمندیم. در موزه‌ها، کتابخانه‌ها و فروشگاه‌های بزرگ غرفه‌ای این نیازمندی در عمل آشکار است.

مقصود طبقه‌بندی نظری کمتر آشکار است. طرح‌های جایگزین برای طبقه‌بندی نه درست(راست، صادق) و نه نادرست(دروغ، کاذب) هستند. چیزها می‌توانند به روش‌های متفاوت از نقطه نظرهای متفاوت وصف گردند. یک سیستم طبقه‌بندی اخذ شده به قصد یا طرف توجه طبقه‌بند بستگی دارد. یک کتابدار کتاب‌ها را مطابق موضوع محتوایی آنها طبقه‌بندی می‌کند، یک صحاف مطابق جنس کاغذ و نحوه اتصال آنها؛ یک دوست‌دار کتاب مطابق تاریخ نشر و شاید کم‌یابی آنها؛ یک حمل‌ کننده مطابق وزن و اندازه آنها و نیز طرح‌های دیگر طبقه‌بندی که هستند و می‌توانند باشند.

چه بهره‌مندی خاص برای دانشمندان است که باعث می‌شود آنها یک طرح طبقه‌بندی را به طرح‌های دیگر ترجیح دهند؟ دانشمندان در جستجوی دانش هستند و نه صرفاً این یا آن امر واقع خاص، بلکه آن قوانین عام که امور واقع با آن‌ها مطابقت می‌کنند و نیز روابط  علی میان آنان. از دیدگاه علمی یک نظام طبقه‌بندی تا آن اندازه از دیگری بهتر است که در ارائه قوانین علمی بارورتر و در پیکربندی فرضیه‌های ایضاحی سودمندتر باشد.

انگیزه نظری، یا علمی برای طبقه‌بندی چیزها تمایل به افزودن دانش‌مان از آن‌هاست، بینش یافتن به اندرون مشخصه‌ها، شباهت‌ها، تفاوت‌ها و روابط میان آن‌ها. طبقه‌بندی با هدف تنگ عملی— مانند، خطرناک و بی‌خطر یا پرنده و شناگر— فهم را چندان به پیش نمی‌برد. مار زنگوله‌دار و خوک وحشی در یک طبقه، مار آبی و خوک اهلی در دیگری و خفاش و پرندگان در یک طبقه خواهند بود، همینطور نهنگ‌ها و ماهی‌ها در طبقه دیگری جای خواهند گرفت. لیکن مار و خوک وحشی بسیار متفاوتند و حال آنکه نهنگ‌ها و خفاش‌ها بسیار شبیه یکدیگرند. خونگرم بودن یا نبودن، نوزاد بدنیا آوردن و تخم‌گذار بود خصیصه‌های بسیار مهمتر از خطرناک بودن هستند تا مبنای یک سیستم طبقه بندی قرار گیرند.

یک مشخصه وقتی مهم است که دلالت بر مشخصه دیگری نماید. وقتی یک ویژگی بطور علّی متصل به ویژگی‌های بسیاری دیگر باشد می‌تواند در خدمت به قالب درآوردن تعد‌اد بیشتر قوانین علی و فرضیه‌های ایضاحی عام‌تر نیز باشد. آن نظام طبقه‌بندی مهم‌ترین است که بر اساس مهم‌ترین مشخصه چیزهایی که باید طبقه‌بندی شوند باشد. نمی‌توان از قبل دانست که این‌ها کدامین هستند، زیرا از قبل نمی‌توان آن پیوندهای علی را که در پی یادگیری‌شان هستیم را دانست. لذا دانشمندان بگونه برانگاشتی/hypothetically/[فرضیه‌انگار] طبقه‌بندی می‌کنند. نظام‌های متفاوت طبقه‌بندی، براین اساس که می‌توانند بعداً بهبود یابند یا رد شوند، آزمون می‌گردند. بررسی‌های بعدی ممکن است خصیصه‌های دیگری را آشکار کند که مستلزم تعداد بیشتری قوانین علی و فرضیه‌های ایضاحی باشند و آنوقت ما در نظام طبقه‌بندی خود تجدید نظر می‌کنیم تا مبنای مقوله‌های/ categories خود را بر آن نهیم.

این درست است که در مراحل ابتدایی و هنوز ناپیشرفته یک علم، طبقه‌بندی بیشتر مهم می‌نماید، لیکن این اهمیت در جریان پیشرفت آن نقصان نمی‌یابد. رده بندی/ taxonomy بگونه موجه و مهم هنوز یک شاخه پیش‌رونده در زیست شناسی است که درآن سیستم‌های پیش‌تر طبقه‌بندی شده به نفع دیگر سیستم‌ها که نشان‌داده بیش‌تر پربارند منسوخ شده‌اند. برخ ابزار— مثل جدول تناوبی عناصر— هنوز برای شیمی‌دانان ارزشمند باقی مانده‌اند.

فرضیه‌ها در تاریخ به واسطه این‌گونه ملاحظات زیست‌شناسانه برجسته‌اند. تاریخ‌دان نیز به آنچه که درمی‌یابد در فهم ما از رویدادهای گذشته دارای بیش‌ترین اهمیت است متمرکز می‌گردد. زندگی بسیار کوتاه‌تر از آن است که به شرح تمام جزئیات رویدادهای گذشته اجازه دهد، بنابراین هر وصفی به وسیله یک تاریخ‌دان می‌باید گزینشی باشد و فقط بعض جنبه‌ها را ثبت نماید. چگونه می‌توان این گزینش را انجام داد؟ مطمئناً تاریخ‌دانان می‌خواهند بر آنچه مهم است متمرکز شوند و از آنچه ناچیز است در گذرند. تاریخ‌دانان مانند زیست‌شناسان و دیگر دانشمندان علوم به آن جنبه از رویدادها به عنوان مهم توجه می‌نمایند که قدم به سمت گسترده‌ترین پیکربندی قوانین علی و فرضیه‌های ایضاحی بردارد — و البته همیشه مشروط به بازخوانی در پرتو پژوهش‌های جدید. تاریخ‌دانان اولیه تاکید بر جنبه‌های سیاسی و نظامی رویدادها داشتند و از آن ویژگی‌های که ما اکنون می‌اندیشیم مهم هستند صرف نظر می‌کردند. توجه به ویژه‌گی‌های اقتصادی و اجتماعی تغییرات فوق‌العاده در کار و محصول تاریخ‌دانان به بار آورد؛ امروز ما پا فراتر از جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی می‌گذاریم و در مشخصه‌های فرهنگی و دیگر مشخصه‌ها حضور می‌یابیم که امروزه روز به این تصوریم که در رابطه علی به بیش‌ترین تعداد با بقیه هستند. بنابراین تصمیم بر تمرکز در یک مجموعه بجای دیگری متضمن بعض فرضیه‌ در باره مشخصه‌های به واقع مهم است. بعضی از چنین فرضیه‌هایی، قبل از آنکه تاریخ‌دانان بتوانند حتی آغاز به هرگونه وصف از گذشته نمایند، ضروری است. این خصیصه برانگاشتی/hypothetical  طبقه‌بندی و وصف است که موجب می‌شود ما به فرضیه به عنوان روش به-تمامی-فراگیر جستار علمی توجه نماییم.

 

تمرین

 

تمرین: هریک از استدلال‌های زیر را برحسب تغییرات "پدیده" تحلیل کنید و نشان دهید آنها چگونه از الگوی روش تغییر همزمان پیروی می کنند:

 


 


طبقه بندی