استدلال و ایضاحIntroduction to Logic

فصل ۱: مفاهیم بنیادین منطق؛  قسمت ۵: استدلال و ایضاح (تبیین) - بخش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

۵.۱ استدلال و ایضاح

 

بسیاری از متن‌ها و سخن‌ها در ظاهر استدلالی هستند، حال‌آنکه آن‌ها صرفاً توضیحی [ایضاح/ شرح  چگونگیِ موردی] هستند. حضور نشانگرهای نتیجه یا نشانگر مقدمات مانند “زیرا“، “برای آنكه“، “بنابراین“ نمی‌توانند به‌خودی‌خود نمایانگر حضور استدلال در متن باشند، این عبارات می‌توانند چه در قطعات استدلال و چه در قطعات توضیحی بکار روند. چیزی كه نشانگر واقعی [حضور استدلال در متن] است، فهم غرض نویسنده متن است.

دو قطعه زیر را مقایسه نمایید:

گنجینه خود را در بهشت بگذار، نه موش‌های جونده، نه حشرات و نه زنگار آن‌ها را به بادشان خواهند‌ داد، آنجا دزدی قفل صندوق تو را نخواهد شکست. زیرا آنجا كه گنج خود ‌نهی دل خود نیز می‌نهی.

 

 

آن(برج) بابل نام گرفت؛ زیرا خداوندگار خدا، زبان زمینیان را پریشان ساخته بود.

قطعه یكم آشكارا یك استدلال است. نتیجه عبارت است از "گنجینه‌ها را باید در بهشت ذخیره کرد" و مقدمه كه با "زیرا" مشخص‌‌ شده، عبارت است از "دل هر فردی آنجاست كه گنجینه‌های او آنجاست". اما قطعه دوم، كه در آن نیز "زیرا" بكار رفته، استدلال نیست. این توضیح (وصف چگونگی) است برای آنكه: چرا برج (كه به ساخت آن در سفر پیدایش اشاره شده است) بابل نامیده شد. برج این نام را به خود گرفت چون پیش از [ساخت] آن، همه‌ی مردمان به زبان واحد سخن می‌گفتند و پس‌ازآن، پریشانی گویش، با پیدایش زبان‌های مختلف، بر آن‌ها چیره گردید[*]. در متن چنین فرض شده كه خواننده نام برج را می‌داند و غرض متن چگونگی برگزیدن این نام است. عبارت "‌آن (برج) بابل نام گرفت" نتیجه یك استدلال نیست، بلكه فقط تكمیل چگونگی نام‌گذاری برج است. همین‌طور عبارت "زیرا خداوندگار خدا، زبان زمینیان را پریشان ساخته ‌بود" مقدمه نیست؛ و نمی‌تواند به‌عنوان دلیلی بر داشتن این نظر باشد كه نام برج بابل است، زیرا این واقعیت كه نام این برج بابل است برای مخاطبان متن از پیش دانسته انگاشته شده‌. در این زمینه "زیرا" نشانگر ایضاح [یا تبیین] نام گرفتن برج به بابل است.

این دو قطعه آشكار می‌کنند كه، قطعات متنی می‌توانند بسیار شبیه هم باشند ولی كاركرد كاملاً متفاوت داشته ‌باشند. اینكه یك متن استدلالی یا ایضاحی ‌است بستگی به غرضی دارد كه متن در پی آن است. اگر قصد اثبات گزاره‌ای مانند "الف" است و برای پشتیبانی آن گزاره‌‌ای مانند "ب" را آورده، می‌توان آن را به‌صورت "الف زیرا ب" پیكر‌بندی نمود. به این طریق ما برهانی را برای "الف" فراهم‌ كرده‌ایم. اكنون فرض كنید راستی گزاره "الف" آشكار [این‌گونه در متن فرض شده است] است. در این حالت نیازی به ارائه دلیل (استدلال) برای آن نیست — و ممكن است متن خواسته توضیحی برای درستی "الف" آورد. در این مورد نیز معمولاً میگوییم "الف زیرا ب" — اما در این حالت دلیل (استدلال) برای "الف" نیاورده بلكه فقط آن را توضیح داده‌ایم.

در پاسخ به پرسشی درباره رنگ ظاهری نواخترنما‌ها (اجرام سماوی كه بسیار دور از كهكشان ما قرار دارند) یكی از دانشمندان می‌نویسد:

دورترین اختر‌نما‌ها به‌صورت نقاط درهم‌فشرده‌ از پرتو‌های مادون‌قرمز به نظر می‌رسند. زیرا در فضا اتم‌ هلیوم وجود دارد (حدود دو اتم در هر مترمکعب)‌ كه باعث جذب رنگ آبی می‌شوند، اگر شما رنگ آبی را از نور سفید قابل‌رؤیت جدا کنید، آنچه باقی می‌ماند رنگ‌ قرمز است. در سفر چند بیلیون ساله نور به زمین، نور نواخترنماها آن‌قدر رنگ آبی از دست ‌می‌دهند كه آنچه می‌ماند فقط مادون‌قرمز است.

متن فوق یك استدلال نیست؛ متن به دنبال آن نیست تا خواننده را متقاعد كند كه اخترنماها دارای رنگ ظاهری آن‌گونه‌اند، بلكه غرض آن است تا علتی برای آن بیان شود.

همین‌گونه درباره رشد اولیه نفوذ بریتانیا در آفریقا یك تاریخ‌دان می‌نویسد:

مسئله سودآوری سییرالئون نبود كه در ۱۸۰۸م به‌طور رسمی مستعمره "سلطنتی" شد، بلكه علت آن شكست بود. تحمل بار جنگ و ركود تجارت، شركت خصوصی بنگاه سییرالئون را ورشكسته كرده بود و كمپانی از پس هزینه‌های خود برنمی‌آمد، دولت كه به‌تازگی تجارت برده‌ را ممنوع كرده ‌بود احساس اجبار می‌كرد كه باید شاهی كردن مستعمره را بپذیرد .

هیچ استدلالی برای نتیجه مستعمره سلطنتی ‌شدن سییرالئون در ۱۸۰۸م آورده نشده است. فقط مستعمره ‌شاهی ‌شد، ولی چرا؟ در این مثال و مثال قبلی "زیرا"، "بلكه" فقط به‌عنوان نشانه‌ای بکار رفته‌اند كه مبین توضیحی باشند نه استدلال.

گاه ممکن است یافتن آنچه یک مؤلف در نظر دارد، یعنی، اینکه قصد وی فقط توضیح بعضی امور یا استدلال برای نتایجی است که در توضیح نقش ضروری دارند، مشکل باشد. برای مثال، در اینجا قطعه متنی است که می‌توان آن را به هر یک از دو صورت تفسیر کرد.

مایلم ویژگی منحصربه‌فرد دیگری از آب که برای تداوم زندگی بر روی زمین حیاتی است را برجسته ‌نمایم. همان‌طور که آب سرد می‌شود و به نقطه انجماد نزدیک می‌شود، به ناگهان و وارون "همرفتی طبیعی" الگوهای مایعات که لایه سردتر آن پایین می‌رود، چگالی آب کاهش می‌یابد. این وارونگی باعث می‌شود که لایه‌های سردتر آب به سطح اقیانوس‌ها یا دریاچه و به سمت بالا بروند. اکنون این مقدار عظیم آب از بالا به پائین یخ خواهد زد. اگر این ویژگی منحصربه‌فرد آب نبود، اقیانوس‌ها و دریاچه‌ها مدت‌ها بود از کف به سطح کاملاً یخ‌زده بودند؛ و این، عواقب وخیم برای هر حیات وابسته به آب مایع درروی زمین به دنبال داشت. 

ممکن است بیش از یک نتیجه از یک متن و درنتیجه دو استدلال را استخراج کرد. به همین شیوه، ممکن است به‌وسیله ارائه امور واقع یکسان به تبیین بیش از یک‌چیز پرداخت و بنابراین دو ایضاح (تبیین) را ارائه کرد. در مثال زیر:

فرهنگ (واژه‌نامه) انگلیسی آکسفورد یک واژه‌نامه تاریخی است که در آن به‌قصد نشان دادن تحول هر واژه ارجاعات لازم با شروع از قدیمی‌ترین کاربرد شناخته‌شده آن ارائه می‌گردد. بنابراین کار اصلی و نیز یک ورزش محبوب برای هزاران داوطلب علاقه‌مندان به واژه‌ها است تا برای آن پیش ‌آیندی نمایند: یعنی، زودترین ارجاعات قبل‌تر ازآنچه هم‌اکنون شناخته‌شده را پی‌جویی و بیابند.

عبارت "پیش ‌آیندی کار اصلی سازندگان آن فرهنگ است" توضیحی بر این امر واقع است که فرهنگ انگلیسی آکسفورد یک واژه‌نامه تاریخی است. این امر واقع درباره این واژه‌نامه ایضاحی بر این نیز است که چرا برای علاقه‌مندان به واژه‌ها  پیش آیندی یک ورزش محبوب است. 

 

ایضاح یا استدلال؟

چگونه می‌توان پی برد غرض یك‌ متن ایضاح است یا متقاعد کردن [با استدلال]؟ با رجوع به‌صورت "الف زیرا ب" وضعیت " الف" را ازنظر نویسنده مورد پرسش قرار می‌دهیم. آیا به‌راستی گزاره "الف" نیازمند اثبات ‌است؟ در این صورت ممکن است "زیرا ب" مقدمه یا مقدماتی را برای پشتیبانی "الف" و "الف زیرا ب" یك استدلال باشد. آیا "الف" گزاره‌ای است كه درستی ‌آن آشكار انگاشته شده است، یا حداقل درزمینهٔ متن چنین‌ است؟ در این صورت ممكن ‌است "زیرا ب" توضیحی ‌باشد كه ‌چرا "الف" درست ‌است، بنابراین "الف زیرا ب" یك ایضاح (تبیین) خواهد ‌بود.

در یك قطعه ایضاحی، باید مشخص‌ کرد برای چه چیزی توضیح ارائه می‌شود، در مثال بابل، ایضاح نام‌گذاری برج آمده ‌است؛ و توضیح ارائه‌شده این است كه خداوند زبان تمام اهل زمین را دچار پریشانی کرد. و نیز در مثال تاریخی که در بالا آمد، مستعمره‌ شاهی شدن سییرالئون برخاسته از اوضاع و عكس‌العمل انگلیس نسبت به سقوط  "كمپانی سییرالئون" بود.

گاهی چیزی را كه توضیح پنداشته‌ایم ممكن است یك استدلال باشد و یا بر‌عكس. نه‌چندان خیلی قبل روزنامه نیویورک‌تایمز از طرف یك خواننده موردانتقاد قرار گرفت كه رفتار نابرابر با جنسیت داشته، زیرا در گزارشی در یكی از شماره‌های روزنامه، از چاق‌ و نامتناسب‌ شدن اندام یك بانوی هنرپیشه ‌مشهور یاد شده و از افزایش وزن یك مرد بازرگان مشهور كه او هم در گزارش بود، صحبتی ‌بمیان نیاورده ‌بود. در شماره‌ بعد خواننده‌ دیگری خاطرنشان كرد كه:

آقای . . . شاكی است شما به ”عدم تناسب‌اندام كاترین دوا نسبت به قبل“ توجه كرده ولی از افزایش قطر‌ شكم دونالد ترامپ یاد نكرده‌اید این توضیح ساده‌ا‌ی دارد. آقای ترامپ هرگز در فیلم عریان نمی‌شود تا اندامش چیز قابل‌توجهی باشد.

جوابیه، یك ایضاح [تبیین] نیست بلكه به‌واقع یك استدلال ‌است. مقدمات‌ آن عبارت‌اند از: یك؛ ظاهر شدن عریان در فیلم تناسب‌اندام را دارای اهمیت می‌كند، و دو؛ آقای ترامپ هیچ‌گاه به‌ این صورت در فیلمی ظاهر نمی‌شود ولی خانم كاترین دوا می‌شود. بنابراین برای روزنامه معقول ‌است (این ادعای ‌نویسنده است) كه به ‌تناسب‌اندام فرد مشهوری كه این‌گونه انجام ‌می‌دهد توجه ‌كند و نسبت به فرد مشهور دیگری كه این‌گونه انجام نمی‌دهد توجه ‌نكند. بنابراین شكایت از اینکه رفتار نابرابر نسبت به جنسیت روا شده منصفانه نیست.

در تمیز "ایضاح" از "استدلال" توجه به زمینه متن بسیار مهم و اساسی‌ است و همیشه نیز قطعاتی از متن كه غرض آن روشن‌ نخواهد شد، باقی خواهد ‌ماند. در یك قطعه ‌متن مسئله ‌آفرین ممكن است نیازمند به ارائه جایگزین‌ها‌ باشیم، "قرائت‌هایی" محتمل و قابل‌پذیرش از آن متن— از یک‌سو آن را به‌عنوان استدلال تعبیر کرده و از سوی دیگر به‌عنوان ایضاح.


تمرین

بعضی از قطعات متنی زیر توضیح و بعضی استدلال و بعضی می‌توانند به‌گونه‌ای تفسیر شوند كه توضیح یا استدلال باشند. قضاوت شما درباره كاركرد اصلی آن‌ها چیست؟ چه حالتی باید باشد تا قطعه متن استدلال باشد؟ توضیح باشد؟ جایی كه استدلال می‌یابید مقدمات و نتیجه آن را مشخص نمایید. جایی كه توضیح ‌یافتید، نشان دهید چه چیزی توضیح داده‌شده و خود توضیح چگونه است.

۱.راز خاصی در جذابیت عقیده مالیات ساده (غیر مرکب) نهفته نیست. سیستم مالیات فعلی به‌طور گیج‌کننده پیچیده و برآورد آن پرهزینه است. این سیستم به مصرف‌کنندگان پاداش داده و پس‌انداز کنندگان را جریمه می‌کند، یعنی برعکس آن چیزی که برداشت عمومی از اقتصاد است. و در بسیاری از حالت‌ها آشكارا غیرمنصفانه استبرای مثال بسیاری از  زوج‌های ازدواج‌کرده مالیات فراوان بیشتری بر جمع درآمد دونفره خود از زوج‌های ازدواج نکرده که هر یک پرونده مالیات جداگانه دارند، پرداخت می‌کنند.  __David E. Rosenbaum انجمن فراخوان برای مالیات ساده  18 January 1996
حل:
این قطعه متن در نگاه اول مشتمل بر توضیحی است که چرا مالیات ساده خوب است:
این خوبی به خاطر نقایص سیستم فعلی است که چند مورد از آن نیز ذکرشده.
اما می‌توان متن را به‌عنوان یک استدلال در پشتوانگی سیستم مالیات ساده نیز در نظر گرفت.
کاستی‌های سیستم فعلی مقدمات استدلال هستند و حکم(که به‌صراحت ذکر نشده) عبارت است از اینکه سیستم فعلی مالیات با سیستم مالیات ساده جایگزین شود.

     اینکه کدام‌یک از این دو تفسیر به‌قصد نویسنده نزدیک‌تر است، بستگی به زمینه متن دارد. اگر منظور سبک‌سنگین کردن سیستم مالیات جایگزین است، این قطعه متن به‌طور عمده یک توضیح است. اما با توجه به اینکه متن در گزارش انجمن فراخوان برای مالیات ساده آمده است، می‌توان نتیجه گرفت وظیفه متن به‌طور عمده ارائه استدلال در پشتوانگی موضع آن‌هاست.
۲.امروزه استفاده نكردن از حیوانات در تحقیقات غیراخلاقی و خودخواهانه است، توقف این تحقیقات صدمه‌ای است که نتیجه آن به نسل‌های آینده منتقل خواهد شد.  _National Academy of Science Institute of medicine , 1996
۳.حیواناتی که بدون ویژگی ارثی منجر شونده به تولیدمثل به دنیا می‌آیند، به‌تدریج از بین خواهند رفت. ولی آن‌هایی که به تولیدمثل می‌پردازند، موفق‌ترین‌هایی هستند که ژن‌های خود را به نسل‌های بعدی منتقل می‌نمایند. اگر عوامانه صحبت کنیم، احساس جنسی احساس خوبی است، زیرا در گذر تحول زمان حیواناتی که تمایل به مسئله جنسی دارند فرزندان بیشتر از آن‌هایی که فاقد آن هستند به وجود خواهند آورد.     _ The Science, feb. 2000
۴.تغییرات واقعی هستند. تغییرات فقط در ظرف زمان ممکن می‌شوند، بنابراین زمان باید چیزی واقعی باشد.    __امانوئل كانت  - “Transcendental Aesthetic section 2. Critique of Pure Reason 1781
۵.ستاره شناسان با استفاده از رصدخانه پرتو X—چاندرا در سال 2000 شواهدی از یک شئ چرخنده سریع موسوم به تپنده اختر (تپ اختر)—  در صورت فلکی قوس واقع 15,000 سال نوری از زمین— که به وجود آمده از یک انفجار دیدنی از یک توده ستار  بود— را یافتند که توسط چینی‌ها در سال 386م ثبت شده بود.  این به دانشمندان امکان تعیین سن دقیق تپ اختر  را خواهد داد. دکتر ویکتوریا کاسپی از دانشگاه مک گیل در مونترال، که مدیر گروه بررسی تپ اختر  سال 386 بود در یک کنفرانس در سان دیگو اظهار داشت: "تعیین سن واقعی اجسام آسمانی بسیار دشوار است. به همین دلیل، سوابق تاریخی از ابر نو اخترها دارای اهمیت بسیار زیاد است."  _J. N. Wilford, “Scientists Link Pulsar to Supernova,” The New York Times, 11 January 2001
حل:
این را می‌توان به‌عنوان یک استدلال یا یک ایضاح تعبیر کرد. برای کسی که شک دارد سوابق تاریخی ابر نو اخترها دارای اهمیت است، این متن می‌تواند یک استدلال باشد موظف به تثبیت چنین اهمیتی است.  اما ازآنجاکه چنین سوابقی درزمینهٔ متن موردشک نیست، این متن می‌تواند توضیحی بر اهمیت سوابق تاریخی باشد.
۶.سیاهچاله‌ها چیزهایی با چنان گرانش عظیم‌اند که هیچ‌چیز نمی‌تواند از آنان بگریزد(حتی نور) سریع‌ترین چیز در کیهان. هر چیزی به سیاهچاله نزدیک شود به‌سوی آن کشیده شده و ناپدید می‌گردد، مثل آنکه به درون چاهی فرورود.ازآنجاکه نور هم نمی‌تواند از آن بگریزد، این حفره ظاهری سیاه دارد.  _Astronomy March 1992
۷.ذكر علل حالاتی از امور، چشم‌پوشی از خود آن‌ها نیست. امور به خاطر نتایجشان هست که توجیه یا محکوم می‌گردند نه بر اساس وضعیت پیشین آن‌ها.    __جان دیوی John Dewey, The Liberal College and Its enemies, The Independent 1924
۸.من موسیقی واگنر را از هرکس دیگر بیشتر دوست دارم. آن‌قدر صدای آن بلند است که می‌توان تمام‌وقت صحبت کرد بدون آنکه بشنوی دیگری چه می‌گوید.   __اسکاروایلد، تصویر دوریان گری- Oscar Wilde, The Picture of Dorian gray 1891
۹.عشق را نمی‌تواند با چشم که با دل می‌توان دید، چنین است که بال‌های کیوپید/(خدای عشق رمی)Cupid چشم‌بسته نقش می‌آفریند.   __ویلیام شكسپیر_ A Midsummer Night’s Dream act 1scene 2 primates
۱۰.اعضای راسته پیشرفته پستانداران زمان طفولیت طولانی‌تر نسبت به بقیه پستانداران دارند، عقیده چنین است که اعضای نابالغ احتیاج به وقت بیشتری دارند تا ارتباطات دنیای اجتماعی پیچیده و بی‌همتای خود را دریابند. __ The Science- March 1995
۱۱.احتمال اینکه رئیس‌جمهور آمریکا توسط سوءقصد کشته یا ناتوان گردد، همیشه بیشتر از بیماری‌ است، بنابراین سرویس‌های امنیتی وی باید بیشتر مراقب بهداشت و سلامتی وی باشند تا پزشکان رئیس‌جمهوری.   __ Journal of Medicine 5 Oct. 1995
۱۲.اغلب مردم تورم را صرفاً به‌عنوان یک علامت موذی در نظر می‌گیرند. اما تورم فقط یک نشانه جراحت نیست، تورم میتواند–در یک دور فاسد–به تداوم جراحت بپردازد. به‌این‌علت‌ كه ناهنجاری‌هایی شبیه آرتروز می‌تواند عاجز کننده، مزمن و سخت معالجه باشند. و به‌این‌علت‌ بیماران مبتلا، خطر اثرات جانبی داروهایی را می‌پذیرند که فقط موجب تسکین موقت می‌گردند.  __ Jerome Groopman “Superaspirin,” The New Yorker June 1998
۱۳.چرا دخترها در کلاس‌های علوم از پرسیدن می‌ترسند؟ چرا آن‌ها بیشتر از پسرها به این نتیجه می‌رسند كه علوم كم فایده و کم‌کشش است؟ این ویژگی‌ها به آن‌ها آموخته شده، والدین و آموزگاران به آن‌ها این‌گونه آموخته‌اند.  __Why Are There Fewer Women? -Michigan Alumnus Oct. 1995
حل:
در ظاهر می‌تواند توضیحی بر این باشد که چرا دخترها از علوم می‌ترسند  و کمتر از پسرها آن را جذاب می‌یابند. اما نیز یک استدلال در پشتیبانی این ادعاست که این نتایج آموختنی هستند، و بنابراین والدین و معلمان باید بیشتر دختران را نسبت به علوم تشویق کنند.
۱۴.مقاومت بورژوازی ده برابر نسبت به سقوط آن افزایش یافته (حتی در یک کشور)، قدرت آن فقط در شدت سرمایه بین‌الملل و پیوستگی بین‌المللی بورژوازی نیست، بلکه و بعلاوه در نیروی عادت به افزایش تولید کوچک نیز نهفته است. متأسفانه تولید کوچک هنوز در سراسر جهان گسترده است. تولید کوچک موجب زایش پیوسته سرمایه‌داری و بورژوازی می‌گردد؛ روزبه‌روز، ساعت‌به‌ساعت، لحظه‌به‌لحظه، و در مقیاس‌های انبوه. به خاطر همه این دلایل است که دیکتاتوری پرولتاریا ضروری است، و جنگی که در آن ثبات قدم، نظم، استواری، و شکست‌ناپذیری، نیاز اصلی است.   __ولادیمیر لنین-Left Wing Communism: An Infantile Disorder,
۱۵.افزایش مجازات زندان موجب کاهش نرخ جرم نمی‌شود چون تعداد کمی از جرائم منجر به زندانی شدن یا دستگیری می‌گردد. این به این خاطر نیست که قضات با مجرمین به‌ملایمت رفتار می‌کنند بلکه 90 درصد از جرائم یا اصلاً گزارش نمی‌شوند یا حل‌نشده باقی می‌مانند.   __ “Look to More Cost-effective Antidotes Than Prison”, New York Times, 25 January
۱۶.از آنجائی که گرانش با جرم شیء افزایش می‌یابد، اشیاء سنگین کشش بیشتری را بروز می‌دهند. و هرچه شما نزدیک‌تر به شئ شوید گرانش قویی‌تر خواهد شد، لذا کوتوله‌های سفید ستاره‌های مرده‌ای که با جرمی به‌اندازه خورشید در فضایی به‌اندازه کره زمین فشرده شده‌اند این‌چنین گرانش قوی را نشان می‌دهند.
۱۷.موش‌های مادر با توجه به نحوه خوراک خود با نسبت‌های بسیار متفاوتی دختر یا پسر به دنیا می‌آورند. وقتی گذران زندگی آن‌ها مناسب و با موش‌های قوی و چیره جفت گردند، به‌افراط فرزند پسر به دنیا می‌آورند. و چنانچه گذران سختی داشته یا اخیراً زایمان سخت و تلف‌شده را پشت سر گذاشته باشند، تعداد بیشتر دختر به دنیا می‌آورند.
     این‌گونه که به نظر می‌رسد که دخترها جنسیت "ارزان‌تر" حاصل‌شده هستند: مادران زمان کمتری را در مراقبت و لیس زدن آن‌ها صرف می‌کنند و هنگام از شیر گرفتن کوچک‌تر از پسرها هستند. آن‌ها همچنین جنس امن‌تری هستند، مطمئن از اینکه تعدادی نسل از خود باقی خواهند گذارد تا ویژگی‌های ژنتیک مادر خود را زنده نگاه دارند. پسرها، برعکس، جنس برنده محسوب می‌شوند، در تئوری تعداد نسل‌هایی به‌مراتب بیشتر از خواهرانشان می‌توانند تولید کنند. اینجاست که از جنبه تکاملی علت موجهی برای مادر وجود دارد تا به زائیدن پسرهای گران‌تر وقتی انرژی و منابع بیشتری دارند ادامه دهند و گزینش آن‌ها برای تولد ماده‌های خود-ایمن وقتی است که دورنما رو به کاستی می‌گذارد. مادرها به طریقی اطلاعات مربوط را از زیستگاه خود به دست آورده و آن‌ها را به تغییرات در نسبت جنسیتی هنگام زایمان انتقال می‌دهند.  __“How Biology Affects Behavior and Vice Versa”, New York Times, 30 May 1995.

© 1987 - 2016 KHcc Sc.