اورگانونIntroduction to Logic

کوشک اثر گرافیست هلندی Escher- فریب
کوشک اثر گرافیست هلندی Escher

این طرح از اشر، موسوم به کوشک، ساختی را مجسم می‌کند که در آن رابطه‌های بین قاعده و میان و بالای آن واقعی نیستند؛ چنین به نظر می‌رسد که ستون‌های کوشک قسمت‌های آن را به هم وصل کرده‌باشند، اما وقتی از نزدیک وارسی شوند درمی‌یابیم که این اتصال‌ها با عقل جور نمی‌آیند. به نظر می‌آید که ستون ایستاده بر نرده عقب قسمت جلوی طبقه بالاتر را نگه‌داشته است. و دو ستون واقع در جلوی نردبان ایستاده بر نرده‌ها قسمت عقب بالای ساختمان را نگاه داشته‌اند. چنین ساختی نمی‌تواند هرگز برپا باشد.

یک استدلال استنتاجی ایستاده بر مقدماتی است که وظیفه‌دار به‌عنوان بنیاد آن استدلال هستند. بخش‌های استدلال برای موفق‌بودن باید استوار برجای خود به‌واسطه دلیل‌آوری‌هایی باشند که آن مقدمات را به همه آنچه بر پایه آن‌ها ساخته‌شده متصل می‌کنند. اگر دلیل‌آوری‌های استنتاجی در هر وضعی استوار و قابل‌اطمینان باشند آنگاه استدلال می‌تواند پابرجا باشد. اما اگر گزاره ادعاشده‌ای در یک استدلال بر پایه گزاره‌هایی باشد که توان تحمل وزن آن را ندارند، آنگاه استدلال فرو خواهد ریخت، همچون کوشک که نیز فرومی‌ریزد. یک معمار، پی‌جوی حلقه‌هایی است که یک بنا را امن می‌سازد؛ منطق دان پی‌جوی حلقه‌هایی است که یک استدلال استنتاجی را معتبر می‌سازد.

فصل ۶: گزاره‌های حملی؛  قسمت ۱: نظریه استنتاج- بخش ۲: منطق صوری (کلاسیک قدیم)؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

۱.۶ نظریه استنتاج

 

 استدلال -لایب‌نیز

اکنون به تحلیل ساختار استدلالها برمی‌گردیم. در فصل‌های قبل دل‌مشغولی ما عمدتاً، بررسی زبان که استدلال در آن پیکربندی می‌شود، بود. در این فصل به بررسی و توضیح روابط موجود بین مقدمات و نتیجه آن‌ها در استدلال خواهیم پرداخت.

این قسمت فصل به استدلال استنتاجی اختصاص یافته. یک استدلال استنتاجی مدعی است مقدمات آن به گونه‌ قطعی زمینه‌ درستی نتیجه آن هستند. چنانچه این ادعا درست باشد یعنی در یک استدلال مقدمات آن تعیین‌کننده درستی نتیجه به‌ضرورت باشند، آنگاه این استدلال استنتاجی معتبر خواهد بود. هر استدلال استنتاجی یا از عهده آنچه مدعی است برمی‌آید و یا نه. بنابراین هر استدلال استنتاجی معتبر و یا نامعتبر خواهد بود. اگر معتبر باشد آنگاه امکان نخواهد داشت مقدمات بدون درستی نتیجه، درست باشند.

اهداف نظریه استنتاج توضیح روابط بین مقدمات و نتیجه در استدلال‌های معتبر و نیز ارائه روش برای ارزیابی استدلال استنتاجی، یعنی تمیز استنتاج معتبر از نامعتبر است. برای نیل بدین هدف دو نظریه بزرگ گسترش یافته. اولی، که آغازگر آن ارسطو فیلسوف بزرگ یونانی است، به منطق کلاسیک(قدیم) یا منطق ارسطویی موسوم است. دومی که منطق جدید یا منطق نمادین جدید نام دارد، به‌طور عمده طی قرن‌های نوزدهم و  بیستم میلادی گسترش یافته. منطق کلاسیک(قدیم) موضوع این فصل و دو فصل بعدی و منطق جدید جدید موضوع فصل‌های ۹ و ۱۰و ۱۱ خواهد بود.

ارسطو ( ۳۲۹-۳۴۸ ق.م) یکی از نام‌های شماره یک متفکران دوران جهان باستان است. او بعد از بیست سال تحصیل در آکادمی افلاطون معلم سرخانه اسکندر کبیر گردید. وی بعدها مدرسۀ خود را بنام لی‌‌زیوم را تأسیس کرد و در آنجا بود که تقریباً در تمام میدان‌های علم بشری به‌ فراوانی سخن‌مند گردید. درس گفتارهای فراوان وی دربارۀ استدلال، پس از مرگ وی در مجموعه‌ای بنام اورگانون گردآوری شد. اورگانون در لغت به معنی ابزار است، ابزار بنیادین دانش.

واژۀ منطق به معنی اخیر تا قرن دوم میلادی رایج نبود. برای زمانی طولانی، آنچه از محتوای منطق فهمیده می‌شد همان چیزهایی بود که در اورگانون ارسطو آمده است. منطق ارسطویی بیان تحلیل عقلی (منطقی) برای صدها سال بوده است. در طی این قرون، منطق ارسطویی بسیار موشکافی و پالایش شده: نمادسازی آن بسیار بهتر گردیده، اصول آن به‌دقت پیکربندی (فرموله) گشته، و ساخت آمیختگی آن کامل گردیده. این دستگاه بزرگ منطق کلاسیک که در این فصل و دو فصل بعدی بمیان آورده خواهد شد، همچون ابزار توانمند اندیشگی، به همان زیبایی که آن را رخنه‌گر ساخته، ماندگار خواهد بود.

منطق ارسطویی
منطق جدید

© 1987 - 2016 KHcc Sc.c.