مرورگر شما JavaScript را پشتیبانی نمی‌کند. فعال بودن این امکان ضروری است

ضمیمه ۱ فصل ۹: یادداشت تاریخی(منطق رواقی)[۱]

در ضمیمه قبل از زنو اِلیایی ( شهر الیا/الئا Elea-به رومی Velia) آورنده استدلال مشهور و تاریخی عدم امکان حرکت(معروف به پارادوکس حرکت) یادکردیم. این شهر باستانی یونانی نشین در جنوب ایتالیای امروز که هنوز آثار آن نیز باقی است قرار گرفته بود. این ضمیمه به تاریخ منطق قبل از ارسطو نگاه می‌کند که در آن زنو و استادش پارمنیدوس نقش نخستین را دارند.

آ- پیش‌سقراطیان

دوره آغازین دانش و حکمت، و به‌عبارت‌دیگر اولین جوانه زدن‌ها، موسوم به دوره پیش‌سقراطی(قرن پنجم و ششم ق.م) و همچنین موسوم به دوره گذر از اسطوره [Myth] به لوگوس [Logos - واژه، سخن، عقل فعال، سخن مدلل، خرد هستی] است. سرآغاز این عصر نام تالس از ملطیه را با خود دارد. بیشتر اندیشمندان این دوره از یونانی‌نشین‌های مهاجر چند صدساله در کرانه‌های ساحل غربی آسیای صغیر، ترکیه امروزی، بودند. در آن زمان، آسیای صغیر مجموعه‌ای از ساتراپی‌های هخامنشی بود. بنا بر رسم کشورداری هخامنشیان، حکومت فقط وظیفه امنیت ساتراپی‌ها، تمامیت ارضی، بخصوص در نواحی مرزی، و البته دریافت مالیات را عهده‌دار بود. آنچه در پی خواهد آمد مربوط به همین دوران است.

آسیای صغیر 

بعضی متفکران مشهور در این دوره علاوه بر تالس از شهر ملطیه/Miletus عبارت‌اند از: زِنوفانس از کالُفو، هراکلیتوس از شهر اِفِسوس، پارمِنیدِس فیلسوف از شهر فُسیا و مهاجر به اِلیا در جنوب ایتالیا، اَناکْسُا-گُراس از کِلازُمِنا. اثر مکتوب عمده به‌جز قطعاتی از سروده‌ها، به‌خصوص از پارمِنیدِس(On Nature) و یک کتاب به همین نام از مِلیسی‌یوس/Melissus برجای نیست. بیشتر دانش درباره آن‌ها برگرفته از نقل‌قول‌های دوران بعدی(سقراطی/کلاسیک) به‌ویژه افلاطون و ارسطو است. آثار باقیمانده از پارمنیدس شامل قطعاتی از اشعار است که در آن‌ها وی در سفری به اندیشه و از زبان الهه‌ای که پارمنیدس را مرد جوان خطاب می‌کند پی به راز درستی و نادرستی می‌برد و آگاه می‌شود که نادرستی باشنده نیست.

ب- اِلیا، یونانی نشینی در غرب ایتالیا

ازجمله یونانی‌نشین‌های آناتولی شهر فُ‌سیآ/Phocaea (ترکیه امروز Foca) بود. در یک ماجرای مهم و تأثیرگذار، که می‌توان آن را از مدخل  "https://en.wikipedia.org/wiki/Ionian_Revolt" در ویکی پدیا خواند، گروهی زیادی از مردم این شهر مهاجرت می‌کنند. ابتدا در یک نبرد دریایی سخت با کارتاژها(تونسی‌های امروزی) جزیره کرس (Corsica) را به تصرف درآورده و در آنجا ساکن می‌شوند. ده سال بعد کارتاژها جزیره را باز پس می‌گیرند. فسیایی‌ها مهاجر ناحیه‌ای در ساحل غربی و در نیمه جنوبی ایتالیا (اکنون Velia) را متصرف و، پس از ریشه‌کن کردن ساکنان قبلی، شهر یونانی‌نشین اِلیا (اکنون Velia در ایتالیا) را بنا نهادند.

ج- هخامنشیان، پیش سقراطیان و بعدازآن

شاید امنیت حاصل از اقتدار، نظم بوروکراتیک هخامنشیان و آسانی سفر به مصر در ظهور و ثبوت این دوران بدون تأثیر نباشد. اگر جمله قبل نزدیک به‌واقع باشد، پس،  احتمالاً سقوط هخامنشیان و ظهور اسکندر کبیر در روبه خاموشی رفتن آن بی‌تأثیر نیست. یک هزاره زمان ‌برد تا الکندی، خوارزمی، فارابی و رازی پیش‌قراولان دوران جدیدی شوند و درست زمانی که زمان آن بود تا از حصار دانش یونانی گام به آن‌طرف‌ برداشته شود، این دوران نیز  با ظهور چنگیز خان غروب غم‌انگیزی می‌کند و در قرون بی قرن شرق میانه فرومی‌برد. در دوره سوم اروپا از دو تجربه گذشته به‌خوبی درس فرامی‌گیرد و ارزش همه گام‌های رفته را درمی‌یابد و زمان را برای اختراع دوباره چرخ از دست نمی‌دهد.

د- پارامنیدس مؤسس مکتب اِلیایی و اولین فیلسوف

پارمِنیدِس، که نام وی در بالا و در میان چهره‌های دوره پیش سقراطی آمد، از اهالی الیا است. وی قانون جدید شهر را نوشت و بسیار محبوب مردم شهر بود. او را گنجینه و ثروت واقعی شهر می‌دانستند. در سنین بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی به آتن سفر کرد و در همان‌جا بود که سقراط بسیار جوان، بنا به گفته افلاطون، وی را درک نمود.

وی مؤسس مکتب ایلیاتیک بر پایه یکنوایی و غیر متکثر بودن جهان است و خلاف نظر متفکر پیشین خود هراکلیتوس(اهل اِفِسوس) که جهان را شدن [سیلان - فرآیند - تغییر] می‌دانست در مهمل بودن تغییر(شدن) پای می‌فشرد. هراکلیتوس گفته بود، نمی‌توان دو بار پای در یک رود‌خانه نهاد و نیز این لوگوس است که همه‌چیز از آن می‌آید. زودتر در کتاب تائو نیز آمده بود [۲]:

 

یک از تائو بود،
و دو از یک،
سه از دو بود،
و ده هزار چیز از سه بود[۳].

 

پارامیدس در ارائه نظر خود علاوه بر ایضاح استدلال را به‌‌گونه صریح کار گرفت، که گاهی از وی به‌عنوان اولین منطقی نیز یاد می‌شود. البته، اگر اولین منطقی جز از ارسطو باشد، زنو شاگرد وی، همان‌طور که خواهیم دید، شاید مناسب‌تر باشد. اینکه آیا پارمنیدس پی به‌صورت استدلال برده بود یا نه، در مورد شاگرد وی پرسیدنی تر است. الهه به مرد جوان آموخته بود که حواس فریبنده هستند، نا باشندگی‌ را باشنده می‌نمایند و لوگوس راه "درستی" گفته بود. وی استدلال می‌کرد: آنچه باشنده است باشنده بوده است و خواهد بود. آینده نا باشنده است. اما اکنون آینده گذشته است، پس اکنون نا باشنده است. چارهِ برون‌رفت از تناقض، مهمل بودن تغییر، یعنی مهمل بودن‌‌ِ از بین ‌رفتن و پدیدارشدن، رفتن‌ و باز رفتن است و همین‌طور گذشته و آینده و در کل زمان. الهه می‌گوید راه درستی این‌گونه است و ادامه می‌دهد که هر آنچه به وجود می‌آید آغاز دارد و هر آنچه به وجود نمی‌آید آغاز ندارد. اما آنچه باشنده است به وجود نیامده است(عدم امکان تغییر)، پس بی‌آغاز و بی ‌انجام است و فقط یک باشنده هست. آخرین فرد از فیلسوفان مدرسه الیایی میلیسیوس/ Melissusاز ساموس نام دارد که نظرات این مدرسه را به رشته تحریر درآورد. در زیر یک استدلال که می‌توان به‌عنوان یادآوری فصل قبل به آن نگاه کرد آمده است:

 

۱- فرض: هر (باشنده) (همیشه‌اندیشیدنی) است.

۲- فرض: اگر هر (اندیشیدنی) (باشنده) است آنگاه هر (همیشه‌اندیشیدنی) (همیشه‌‌باشنده) است.

۳- فرض: هر (اندیشیدنی) (باشنده) است.

۴- از ۲ و ۳ و قیاس استثنایی: هر (همیشه‌اندیشیدنی) (همیشه‌‌باشنده) است.

۵- ۱ و ۴ و AAA-1: هر (باشنده) (همیشه‌باشنده) است.

و سرانجام آنکه، باشنده، اندیشیدنی و اندیشنده‌ همه یکی هستند.

 

ه- صورت نخستین و زنو الیایی دومین فیلسوف

زنو اِلیایی، همشهری جوان‌تر و شاگرد پارمنیدس، دومین فیلسوف مدرسه الیاتیک است. از قرار معلوم هم‌سفر وی به آتن نیز بود. زنو آورنده گروهی از استدلال موسوم به "پارادوکس‌های زنو" است. پارادوکس حرکت وی دو هزار و پانصد سال فیلسوفان و ریاضیدانان را به چالش می‌طلبید. در زیر تصاویری که خود گویا هستند، این پارادوکس و شبیه آن را نشان می‌دهند.

پارادوکس‌های زنو

صورت استدلال پارمنیدس و استدلال‌های زنو، که می‌توان از آن‌ها به‌عنوان اولین کاربرد مدوّن استدلال یادکرد، به‌قرار زیر است:

اگر از برنهاده‌ای [a thesis] به نتیجه مهمل رسیدیم، آن برنهاده مهمل است.

در پارادوکس حرکت برای پیمودن هر مسیر محدود باید بی‌نهایت فاصله محدود را پیمود. و هر فاصله زمان خود را نیاز دارد تا پیموده شود. پس برای پیمودن مسیر به تعداد نامحدود فاصله زمانی، که جمع آن‌ها زمان نامحدود(بی‌پایان) است، نیاز است که ممکن نیست. بنابراین مسیر قابل پیمودن نیستند و لذا تصور حرکت یا همان پیمودن مهمل است [پس توهم است]. می‌توان گفت که ما بچشم خود می‌بینیم که مسیر محدود پیموده می‌شود، ولی به خاطر بیاوریم الهه‌ی پارمنیدس را که می‌گفت حواس فریبنده هستند. اصولاً چگونه می‌توان "پیمایش فاصله محدود" را با "پیمایش فاصله محدود" انجام داد؟

با استفاده از مفهوم "حد" و "میل کردن به سمت بی‌نهایت" در آنالیز ریاضی گفته: "حد" حاصل جمع

۱/۲ + ۱/۴ + ۱/۸ + ۱/۱۶ +  . . .

وقتی "تعداد جملات به سمت بی‌نهایت میل کند" مساوی ۱ است. تفصیل در اینجا آمده است[۴].

 

و- بعضی دیگر از پارادوکس‌های زنو [مدخل پارادوکس‌های زنو در دانشنامه استانفورد]

زنو به همین صورت استدلال می‌کند که نمی‌توان بیش از یک‌چیز داشت در غیر این صورت اگر مثلاً دو چیز داشته باشیم، باید بین آن‌ها چیز سومی باشد و چون سه چیز خواهیم داشت پس باید پنج چیز داشته باشیم و به همین ترتیب نتیجه می‌شود دو چیز (محدود) به تعداد نامحدود چیز است. البته تعداد چیزها نمی‌توانند نامحدود باشد. بنابراین، همگی باید یک‌چیز باشند. برای مثال فرض کنیم پرویز و بهرام دو انسان متمایز باشند، پس بین آن‌ها باید چیز سومی(نه الزاماً انسان) باشد. وی با همین "صورت" استدلال‌های دیگری را مطرح نمود، ازجمله پارادوکس‌های استادیوم و پیکان. ارسطو در درس گفتارهای خود(فیزیک) به معرفی و کوشش به حل بخصوص پارادوکس حرکت نموده است.


پانو‌شت‌ها:

[۱]- این ضمیمه توسط برگردآننده تهیه شده.

[۲]-Herbert A. Giles, "A History of Chinese Literature",  Ch: VI, 2009

[۳]- نقل از John F. Sowa, "Knowledge representation: logical, philosophical, and computational foundations"

[۴]-Tom M. Apostol, "CALCULUS, VOLUME 1, One-Variable Calculus, with an Introduction to Linear Algebra ,SECOND EDITION "


شکل‌های پیوستی:

۱-

خط زمانی دانش در یونان 

 

۲- نقشه مهاجرت یونانیان به آناتولی.

مهاجرت باستانی یونانیان 

 

۳- آسیای صغیر که در آن زادگاه بعضی فیلسوفان یونانی مشخص‌شده آمده است





 

 

_ویراست آخر: ۱۳۹۴/۰۲/۰۱ - ۳.۱