استدلال بر شخصIntroduction to Logic

فصل ۵: مغالطه؛  قسمت ۳→: مغالطات ربط / استدلال بر شخص/تباهگری- بخش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

ربط۵ استدلال بر شخص:

از میان مغالطات بی‌ربطی، استدلال بر شخص بیشتر از همه زیان رسان است. همچون دیگر مغالطات، چنین استدلال‌هایی نیز گسترده است. این‌ها افزون بر ناروا بودنشان در گفتگوها (همان‌طور که استدلال پهلوان پنبه نیز چنین است)، گزند رسان هستند، چیره‌تر، بدون آنکه جایگاهی برای آشکاری مغالطه یا نکوهش نگارنده (مغالطه) پیش آید زیان‌های جدی سخصی وارد می‌کنند.

برگردان عبارت Ad hominem "تاختن بر کس" است. در "تاختن بر کس" تاختن نه ازاین‌روی است که بر نتيجه باشد، به‌جای آن، بر کسی که آن ‌را می‌گوید یا از آن پشتیبانی می‌کند، است. این مغالطه دو چهره عمده دارد، زیرا دو راه عمده هست که می‌توان از آن‌ها تاختن را کسانه(شخصی) نمود:

 آ-   تباهگری؛
ب- تکیه‌ بر امور واقع.

 

ربط۵-آ تباهگری:

شرکت‌کنندگان در یک مباحثه پرحرارت گاهی به‌نقد شخصیت رقیب خود پرداخته، انکار مقبولیت یا هوش و فهم وی‌ را می‌نمايند، جامعیت وی را زیر سؤال می‌برند، و نیز مانند آن‌ها. ولی شخصیت افراد منطقاً بدون ارتباط با درستی یا نادرستی گفته‌ها و صحت یا عدم صحت استدلال آن‌ها است. ستیز کردن که فلان پیشنهادها بد هستند یا آن‌ها گفته‌های نادرستي هستند زيرا توسط "رادیکال‌ها" یا "افراطی‌ها" تائید يا ارائه‌شده‌اند؛ گونه‌ای از مثال‌های مغالطه استدلال تباهگر است. گرچه مقدمات تباهگری به ‌گونه منطقی(با نتیجه) بی‌ربط هستند، ولي می‌توانند توسط فرایند انتقال روان‌شناختی متقاعدکننده باشند. وقتی بتوان گرایش ناصوابی را علیه فردی برگرداند، جنبه احساسی این ناصوابی را ممکن است گسترش داد تا موجب نا‌سازی با اظهارات آن فرد گردد.

تباهگری از دیدگاه روانی می‌تواند اقناع کننده باشد. چراکه، ممکن است دستاویز القاء نا همدلی تند در پاره‌ای هواداران یک باور گردد و گسترش توجیه‌ناپذیر در اندیشه شنونده در ناسازی با آنچه وی از آن هواخواهی می‌کرد شود. برای مثال قاضی کنستانس بیکر ماتلی (Constance Baker Motley) فعالی مدنی باسابقه با تاختن بر شخصیت ناقدان خود از برنامه "اقدام مثبت / ترجیحات اقلیتی" این‌گونه دفاع کرد. وی می‌نویسد:

کسانی که در برابر [برنامه اقدام مثبت] مقاومت می‌کنند انکار می‌کنند که نژادپرست هستند، اما حقیقت این است که انگیزه واقعی آن‌ها نژادپرستی است، آن‌ها به حقارت ذاتی آمریکایی-آفریقایی تباران و نیز مردمی با زمینه‌های مختلط نژادی باور دارند.

بااین‌وجود، شایستگی یا ناشایستی استدلال در باره برنامه اقدام مثبت با بدنام کردن شخصیت آن‌ها که طرف مقابل آن هستند روشن نمی‌شود.

مجادله‌ای تلخ و بحث‌انگیز که بین چند فیلسوف معاصر آمریکائی درگرفت این تاختن مغالطه آمیز را نمایش می‌دهد. یکی از طرفین نوشت:

موردحمله قرار گرفتن توسط رقیبی محترم و به شیوه‌ای محترمانه، چیزی است که در همه زمان‌ها در فلسفه رخ می‌دهد. اما به نظر من روشنفکری سامر هرگز محترمانه نیست. او اکثر مقاوله‌ها و قواعد ابتدائی فیلسوفانه را نديده می‌گيرد.

هدف این تهمت جواب داد:

یکی از شیوه‌های نادرست و بی‌ارزش که توسط چندی از خرده‌گیران من بکار می‌رود نسبت دادن چیزهایی به من است که هرگز انجام نداده‌ام. و سپس روانه‌كردن این "شکایات" به‌عنوان "مسئولیت‌ناپذیری و گواهي بر بی‌پروائی غیرمنصفانه" به‌سوی من.

آشكار است كه شایستگی موضع اصحاب دعوی با این‌گونه مباحثات آشکار نخواهد شد.

شیوه استفاده از تباهگر، دارای گونه‌های بسیار زیاد است. رقیب را می‌توان با نسبت‌دادن ویژگی‌های مشخص گروهی ضایع کرد، "انزواطلب"، یک "مداخله‌گر"، یک عضو "راست رادیکال" یا "چپ سنتی" و مانند این‌ها.

ربط۵-آ۱ مغالطه ژنتیک:

در استدلال تاختن به شخصیت، اگر تباهگری مستقیماً در جهت درستی / نادرستی نتیجه نباشد، بلكه هدف، تاختن به مأخذ و اصل مقدمات استدلال باشد، آنگاه می‌توان ‌آن ‌را مغالطه ژنتیک  نیز نامید. این نوع خاص مغالطه به‌طورمعمول پیکربندی زیر را دارد:

آ- مأخذ مقدمات استدلالِ موردحمله بازگویی می‌شود؛
ب- این مأخذ مورد تاختن تباهگر قرار می‌گیرد.

ربط۵-آ۲ مغالطه هم ‌نشینی:

گاهی ممکن است یک عقيده، یا آورندهْ آن محکوم گردد، زیرا ممكن است افرادی که مدافع این عقیده هستند به‌طور گسترده‌ای در نظر عموم ویژگی ناشایستی داشته باشند. بخشی از محکومیت سقراط به بی‌ایمانی در یک محاکمه رسوا، افزون بر هدایت‌های مفسده‌آمیز، ناشی از هم‌نشستی وی با افرادی بود که به‌طور گسترده‌ای گمان می‌رفت به قوانین آتن وفادار نیستند. در سال ۱۹۹۷ کلاید کالین اسنوا (Clyde Collins Snow) به خاطر نتایجی که در حقوق به آن‌ها دست‌يافته ‌بود، به‌عنوان یک نژادپرست موردحمله قرار گرفت، وی با عبارات زیر به پاسخگویی پرداخت:

در دهه گذشته کار من منحصر شده بود به پیگیری شکنجه، ناپدیدشدگی و اعدام خارج از روال قضائی، مسئله حقوق بشر در بسیاری کشورها، و همه این‌ها باعث گرديده تا هدف نکوهش و بی‌حرمتی رسمی قرار گیرم. تاکنون هیچ‌یک از ناقدان مرا نژادپرست نخوانده بود. ازجمله خرده‌گیران من کسانی هستند مانند: مدافعان دسته‌های نظامی مخفی در آرژانتین، نمایندگان ژنرال پینوشه در شیلی، وزیر دفاع گواتمالا، و سخن‌گوی حکومت صرب‌ها. بنابراین آقای گودمن(اتهام زننده به اسنوا) به دنبال خود در میان این گروه باشد.

اتهام  زدن به جرم هم نشینی از جمله صورت رایجی از تباه سازی شخص است.

 

مغالطه استدلال بر شخص

© 1987 - 2017 KHcc Sc.c.