مغالطه چندمعناییIntroduction to Logic

فصل ۵: مغالطه؛  قسمت ۶→: مغالطات ابهام/ ابهام تأکید- بخش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

ابهام۳ ابهام تأکید:

دیده‌ایم که جابجایی در معنی بعضی از عبارات در یک استدلال، چگونه می‌تواند منجر به مغالطه ابهام شود. بیشترین گونه از این جابجایی همان‌طور که قبلاً دیده‌ایم چندمعنایی است. اما، گاهی این جابجایی، برآمده از تأکید به یک تک‌واژه یا عبارت است که معنی آن را تغییر نمی‌دهد. وقتی مقدمات یک استدلال تکیه بر تأکید ممکنی دارد، اما نتیجه اخذشده تکیه بر همان واژگان  ولی با تأکید متفاوت دارد، آنگاه مغالطه تأکید ارتکاب یافته است.

این مغالطه می‌تواند بسیار جدی و نیز می‌تواند در استدلال بسیار آسیب‌آور باشد. نام این مغالطه بی‌ضرر به نظر می‌رسد. بخشی از آن به خاطر سرچشمه این نام در طبقه‌بندی مغالطات، که اول به‌وسیله ارسطو ارائه گردید، است. در زبان یونانی روزگار ارسطو رخ می‌داد که بعضی واژه‌ها با املای یکسان با توجه به اینکه چگونه تلفظ شوند یا مورد تأکید قرار گیرند دارای معنی‌های متفاوت گردند. این معنی‌های متفاوت که می‌توانست به یک استدلال فریبنده منجر شود مغالطه تأکید نامیده شد. در انگلیسی امروزی حالات بسیار زیادی نیست که با تغییر تأکید بر واژه‌ها معنی آن واژه عوض شود. سه تا از رایج‌ترین آن‌ها increase  و increase، insult  و insult، record  و record هستند. تأکید متفاوت بر این جفت واژگان ادات سخن (part of speech) متفاوت را  معنی خواهد داد— بخشی از هر زوج نام است و بخش دگر فعل — و بنابراین محتمل نیست استدلال مغلطه‌آمیز از تأکید متفاوت آن‌ها به دست آید.

در طی قرون گرچه این نام ارسطویی حفظ شد، اما اکنون به گستره وسیع‌تری از مقولات بکار می‌رود، که شامل کار زدن گمراه‌کننده تأکید به صورت‌های گوناگون و کاربرد عمدی ازنظر اندازی زمینه(سخن/متن) است. درواقع ما نام "تأکید/accent" (تکیه بر تلفظ=accent) را، ازآنچه ارسطو بکار می‌برد، بسی بسط داده‌ایم. اگر می‌توانستیم بر بار سنت غلبه کنیم، آنگاه ممکن بود خردمندانه آن را استدلالی که به شیوه "مغالطه  تأکید=emphasis" موجب گمراهی شود دوباره نام‌گذاری کنیم.

برای مثال به معنی‌های متفاوتی که می‌توان به عبارت زیر نسبت داد توجه نمایید:

ما نباید بَدِ دوستان خود را بگوییم.

حداقل می‌توان پنج معنای متفاوت — یا بیشتر را —  به این جملۀ هفت واژه‌ای، بستگی به آنکه تأکید نسبت به کدام‌یک از آن‌ها انجام پذیرد، نسبت داد. اگر بدون تکیه‌ بر واژه‌ای خوانده شود دستور اخلاقی بسیار خوبی خواهد بود. اگر قرار است معنی برخاسته از آن این باشد که بد غیر دوستان را می‌توان گفت، آنگاه باید تأکید بر واژۀ چهارم باشد. اما در این حالت قابل‌پذیرش به‌عنوان یک قاعدۀ اخلاقی نخواهد بود، پس باید معنای دیگری داشته باشد، اگر چنین است، درواقع باید مقدمۀ دیگری باشد. استدلال، حالتی از مغالطۀ تأکید است. بعلاوه، استدلال دیگری هم هست که نتیجه آن را می‌توان از همین مقدمه بیرون کشید و آن اینکه ما می‌توانیم نسبت به دوستان خود، کار ناشایستی انجام دهیم، فقط اگر صحبت نکنیم – و به همین ترتیب سایر استنتاجان مغالطه آمیز را که خود نشان‌دهندۀ خود هستند.

یک عبارت یا متن را اغلب به‌طور صحیح می‌توان با توجه به زمینهٔ آن فهمید، در این وضع است که برداشت مورد نظر روشن می‌گردد. مغالطۀ تأکید را می‌توان به‌طور وسیعی به گونه‌های متفاوت ساخت، تا موجب تحریف شود، بدین ترتیب که قطعۀ متن مشخصی را از زمینۀ آن بیرون کشید، آن را در زمینۀ دیگری قرارداد، سپس نتیجه‌ای را از آن استخراج کرد که هرگز ممکن نبود آن را از زمینۀ اصلی استخراج نمود. این حرفه یعنی بیرون کشیدن قولی از زمینه و نقل کردن آن، گاهی عامدانه و به‌قصد حیله انجام می‌شود. در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری[آمریکا] در سال ۱۹۹۶، در یکی از روزنامه‌های مدافع حزب جمهوری‌خواه نقل‌قولی از معاون نامزد رئیس‌جمهوری دمکرات، ال‌ گور(Al Gore)، ذکر شد مبنی بر اینكه ارتباط اثبات‌شده‌ای بین استعمال دخانیات و سرطان ریه وجود ندارد. آن‌ها درواقع کلمات دقیقی بودند که آقای گور در سال ۱۹۹۲ در یک مصاحبۀ تلویزیونی بیان کرده بود، اما آن‌ها فقط بخشی از یک جمله بودند. عبارت کامل آقای گور این‌گونه بود، بعضی از دانشمندان کارخانه‌های دخانیات "با قیافه جدی ادعا خواهند کرد ارتباط اثبات‌شده‌ای بین استعمال دخانیات و سرطان ریه وجود ندارد. . . . اما با توجه به حجم شواهد پذیرفته توسط اکثریت قوی دانشمندان، جواب بله است و استعمال دخانیات سبب سرطان ریه خواهد شد."

حذف واژگان "با قیافۀ جدی ادعا خواهند کرد" و اعتقاد ویژۀ وی بر ایجاد سرطان توسط استعمال دخانیات، برداشت از قطعه متن بیرون کشیده شده را غیرمنصفانه وارون ساخته بود، استدلال ارائه‌شده توسط نقل‌قول کوتاه شده، این نتیجه ظاهری را در برداشت که آقای گور به‌طورجدی به وجود ارتباط میان استعمال دخانیات و سرطان ریه شک دارد. این نمونه آشکاری از مغالطۀ تأکید است.

تحریف این گونه‌ای  کمیاب نیست. در یک زندگی‌نامه توسط توماس دیلرنزو(Thomas DiLorenzo) کوشش می‌شود نشان دهد آبراهام لینکلن طرفدار برابری انسان‌ها آن‌گونه که به‌طور گسترده تصور می‌شود نیست، وی عباراتی را نقل قول می‌کند که ظاهراً نشان از تمسخر لینکلن به اصل "همه انسان‌ها برابر آفریده‌شده‌اند" است. نقل‌قول لینکلن این بود: "من متأسفم بگویم که هرگز دو مرد را ندیده‌ام که برابر به دنیا آمده باشند.  اما، باید بگویم که دوقلو‌های سیامی [به‌هم چسبیده] را هم هرگز ندیده‌ام و لذا با تعصب نمی‌گویم که کسی هم هرگز اثبات این اندرز کوتاه را ندیده است."  سپس دیلرنزو ادامه می‌دهد که یک چنین تمسخر در مغایرت تند است با "کلمات اغواگر در سخنرانی گتیسبرگ(Gettysburg Address-از جمه معروف‌ترین نطق‌های تاریخ آمریکا)، یازده سال بعد، که او می‌خواست نظر مردم را به اینکه همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند جلب کند.". دیلرنزو  گزارش نمی‌کند که آن کلمات درواقع شرح لینکلن ازنظر یک مرد روحانی ویرجینیایی (که نامش گفته نشده) بود و بلافاصله با گفتن اینکه "در جمهوری‌خواهی امریکا  به نظر عجیب می‌آید" آن را رد می‌کند.  ناتوانی از گزارش زمینه کلمات توسط دیلرنزو، استدلال وی را مغلطه‌آمیز و بحث نشدنی از کار درمی‌آورد.

دست‌کاری فیزیکی نوشتار یا تصاویر جهت اشتباه اندازی کار معمولی است. در عناوین گزارش‌های روزنامه‌ها واژه‌های شورانگیز با حروف بزرگ چاپ می‌شوند تا احتمالاً موجب اخذ نتیجه اشتباهی توسط افرادی شوند که با نگاهی گذرا به‌مرور گزارش می‌پردازند. برای اجتناب از این فریب، توصیه می‌شود فرد، گزارش‌های روزنامه‌ها و قراردادها را با چاپ یکنواخت و بخصوص با حروف کوچک بخواند. در تبلیغات سیاسی، انتخاب عناوین مهیج و گمراه‌کننده یا استفاده از تصاویر بریده‌شده، وقتی‌که مفاد گزارش فقط امور واقع است باعث می‌شود تا تبلیغاتچی‌ها با کار گرفتن تأکید، مخاطبان را تشویق به اخذ نتایجی کنند که خود می‌دانند نادرست است. یک گزارش که ممکن است به‌تمامی دروغ نباشد را می‌توان با استفاده از روش‌های تأکید طوری دست‌کاری كرد تا دروغ شود. مشکل بتوان این‌گونه اعمال را در آگهی‌های تجاری مشاهده نکرد. اغلب قیمت بسیار پائینی را با حروف بزرگ مشاهده می‌کنیم، به دنبال آن "و به بالا" را با حروف ریز خواهید دید. تخفیف‌های شگفت‌انگیزی را دیده که در انتهای آن، یک علامت ستاره اضافه ‌شده و در پانوشت مجزایی توضیح داده‌شده که این تخفیف تا فلان تاریخ، که ازقضا یکی دو روز دیگر هست، اعتبار دارد، یا ممکن است "محدودیت عملی" دیگری را در این پانوشت پیدا نمود. محصولات گرانی از مارک معروفی باقیمت پائین آگهی می‌شود، همراه با یک توضیح کوچک در جای دیگری از آگهی که "قیمت‌های اعلام‌شده فقط برای تعداد محدود موجودی انبار معتبر است." خوانندگان آگهی به سمت فروشگاه کشانده می‌شوند اما احتمالاً قادر به خریدی به قیمت‌های اعلان‌شده نخواهند بود.

قطعات متنی مبتنی به تأکید، به‌خودی‌خود و به‌طور اکید، مغلطه‌آمیز نیستند. وقتی مغالطه انگاشته می‌شوند که تعبیری از عبارت تأکیدشده متکی به پیشنهاد نتیجه‌ای بسیار تردیدآمیز (به‌عنوان‌مثال، می‌توان بلیت هواپیما یا کالایی با نشان معروف را به قیمت بسیار پائین خرید) ،که ناشی از آن تأکید گمراه‌کننده است، باشد.

حتی درستی لفظی را می‌توان، توسط دست‌کاری در جایگذاری آن به‌نوعی ساخت تا موجب فریب از طریق تأکید گردد.

خشمگین از دست معاون که هرروز موقع انجام وظایف مست بود، ناخدای یک کشتی، اکثر روزها، در دفتر رویدادهای روزانه کشتی، یادداشت می‌کرد: "معاون ناخدا امروز مست بود. "معاون سرانجام انتقام خود را گرفت. یک روز که ناخدا بیمار بود و دفتر روزانه را او گزارش می‌کرد، در دفتر ثبت کرد: "ناخدا امروز مست نبود."

مغالطه(ابهام تأکید )

© 1987 - 2017 KHcc Sc.c.