ترکیبIntroduction to Logic

فصل ۵: مغالطه؛  قسمت ۶: مغالطات ابهام/ تفصیل- بخش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

ابهام۵ تفصیل:

مغالطه تفصیل وارون مغالطه ترکیب است و در آن اغتشاش همانندی موجود است، اما استنتاج، در جهت عکس جریان دارد. مانند حالت ترکیب در اینجا هم دو حالت را می‌توان از هم تمیز داد. نوع اول تفصیل شامل استدلال مغالطه آمیزی است که هرچه براي کل درست است باید برای اجزاء نیز درست باشد. استدلال کردن به این شیوه که، چون یک شرکت مشخص بسیار مهم است و آقای جانسون هم عضو رسمی این شرکت است پس آقای جانسون هم خیلی مهم است، مرتکب شدن مغالطۀ تفصیل است. نوع اول مغالطه تفصيل در استدلال‌هایی با این ساختمان شکل می‌گیرد که: از مقدمۀ سنگین بودن ماشین مشخصی، یا پیچیده بودن، یا قیمتی بودن آن، به سمت نتيجه‌هايی حرکت نموده که این جزء یا هر جزء دیگر ماشین باید سنگین یا پیچیده، یا قیمتی باشد. این استدلال که یک دانشجو باید دارای اتاق بزرگی باشد، چون در خوابگاه بزرگی قرار دارد نیز مورد دیگری از نوع اول مغالطۀ تفصیل است.

نوع دوم مغالطۀ تفصیل وقتی ارتکاب میابد که فردی استدلال نماید، ویژگی‌های گردآمده‌ای از عناصر، ویژگی‌های خود هر عنصر نیز هستند. استدلالي بدین قسم که: از آنجائی که دانشجویان دانشگاه در رشته‌های پزشکی، حقوق، مهندسی، دندانپزشکی، و معماری تحصیل می‌کنند، بنابراین هرکدام از دانشجویان دانشگاه در رشتۀ پزشکی، حقوق، مهندسی، دندانپزشکی، و معماری تحصیل می‌کنند، مرتکب شدن مغالطۀ تفصيل از نوع دوم است. درست است که دانشجویان دانشگاه به‌طور تجمیعی در این رشته‌ها تحصیل می‌کنند، اما این درست نیست که دانشجویان دانشگاه، به‌طور توزیعی، این‌گونه عمل می‌نمایند. موردهای این مغالطۀ تفصیل اغلب معتبر جلوه می‌نمایند، هرچه که برای یک طبقه به‌طور توزیعی درست است برای هر عضو طبقه نیز درست است. بنابراین استدلال:

سگ‌ها گوشت‌خوار هستند،
حیوانات کمک شکار افغان سگ هستند،
بنابراین حیوانات کمک شکار افغان گوشت‌خوار هستند.

کاملاً معتبر است. استدلال بعدی که شباهت زیادی به این استدلال دارد:

سگ‌ها اغلب در خیابان‌ها دیده می‌شوند،
حیوانات کمک شکار افغان سگ هستند،
بنابراین حیوانات کمک شکار افغان اغلب در خیابان‌ها دیده می‌شوند.

نامعتبر است، و در آن مغالطۀ تفصیل ارتكاب يافته است. بعضي موارد از مغالطات تفصیل واقعاً يك طنز هستند. همان‌طور که این مثال کلاسیک از استدلال، معتبر است:

انسان‌ها فانی هستند،
سقراط انسان است،
بنابراین سقراط فانی است.

اقتباس زیر از آن نامعتبر است.

سرخ‌پوستان آمریکا در حال ناپدید شدن هستند،
آن مرد یک سرخ‌پوست آمریکائی است،
بنابراین آن مرد در حال ناپدید شدن است.

اکنون دیگر روشن است که چیستان قدیمی "چرا گوسفندان سفید از سیاه‌ها بیشتر می‌خورند؟" دچار اغتشاش مغالطۀ تفصيل است، و در پاسخ: "چون تعداد بیشتری از آن‌ها وجود دارد". به پرسشي كه به‌ظاهر توزیعی جلوه می‌کرد، پاسخي تجمیعی داده‌شده.

مغالطۀ تفصیل، که سرچشمه یافته از یک نوع ابهام است، شباهت به مغالطه امر واقع (که قبلاً در قسمت ۵ همین فصل بررسی شد) دارد، که خود سرچشمه گرفته از مغالطات پیش ‌فرضی است. به همین طریق، مغالطه ترکیب سرچشمه یافته از ابهام است، كه شباهت به تعمیم شتاب‌زده دارد، که ما آن را "وارون جریان امور" نامیدیم. ارائه یک توضیح از اختلاف بین این دو جفت مغالطه کمک شایانی در فهم خطای مرتکب شده در هر چهار مغالطه می‌نماید.

چنانچه از طراحی خوب یکی دو قطعۀ ماشین بزرگی، نتیجه بگیریم که، همۀ اجزای آن خوب طراحی‌شده‌اند، مرتکب مغالطۀ وارون جریان امر واقع  گردیده‌ایم، زیرا چیزی را که برای یکی دوتا درست است، به‌واقع می‌تواند برای همه اجزاء درست نباشد. اگر همۀ اجزای[ماشین] را بررسی کردیم و دریافتیم که هریک به‌دقت طراحی و ساخته‌شده‌اند، و از این نتیجه بگیریم که خود ماشین هم به‌دقت ساخته‌شده است، به گونۀ مغلطه‌آمیزی استدلال کرده‌ایم، هرچقدر قطعات به‌دقت تهیه‌شده باشند، ممکن است آن‌ها به روش بد و نادقيق مونتاژ شده باشند. اما در اینجا مغالطه از نوع ترکیب است. در یک وارون جریان امر واقع ، یک نفر استدلال می‌کند که تعدادی از اعضای نابهنجار یک طبقه دارای ویژگی خاصي هستند. و بنابراین همه اعضای طبقه، به گونۀ توزیعی دارای آن ویژگی هستند؛ در ترکیب، فردی استدلال می‌کند، همۀ اعضای یک رده دارای آن ویژگی هستند، خود رده (به‌طور تجمیعی) دارای آن ویژگی نیز هست. تفاوت زیاد است، در  وارون جریان امور، که در آن، همۀ محمول‌ها توزیعی هستند، حال‌آنکه در مغالطه ترکیب، نتیجه‌گیری خطا ناشی از رسیدن به محمول تجمیعی از توزیعی است.

به‌طور مشابه، تفصیل و جریان امر واقع دو مغالطۀ مجزا هستند؛ شباهت ظاهری آن‌ها باعث پنهان شدن اختلاف سرچشمه آن‌ها می‌گردد. در تفصیل، چنین استدلال (به‌اشتباه) می‌شود که چون خود طبقه یک ویژگی معینی را دارد، هرکدام از اجزاء آن نیز چنین‌اند، بنابراین از کار زدن این مغالطه است که می‌توان نتیجه‌گرفت، هرگاه یک ارتش به‌احتمال قریب يقين شکست‌ناپذیر باشد، هریک از واحدهای آن نیز به‌احتمال قریب‌به‌یقین شکست‌ناپذیر هستند. اما در جریان امر واقع، چنین استدلال می‌شود(نیز به‌اشتباه): بعضی از قوانین كه به‌طور عام به‌کاربرده می‌شوند، رویدادی نیست تا نتوان آن‌ها را در آن[رويداد] نیز بکار زد. بنابراین وقتی اصرار کنیم تا شخصی که علامت اخطار "شنا ممنوع " را ندیده گرفته و برای نجات فردی از غرق شدن در آب پریده، باید جریمه شود، مرتکب مغالطۀ جریان امر واقع گشته‌ایم.

جریان امر واقع و وارون جریان امر واقع مغالطه‌های مقبول گرفتن فرضی است که برای آن توجیه مقبولی نداریم. ترکیب و تفصیل از مغالطه‌های ابهام  هستند، که از چندمعنایی عبارات سرچشمه می‌گیرند. هرگاه واژه‌ها یا عباراتی که بکار گرفته‌شده‌اند، در قسمتی از استدلال به یک معنا باشند و در قسمتی دیگر به معنای دیگر، و وجود این اختلاف معانی عمدی یا اتفاقي باشند، می‌توان انتظار داشت که استدلال مغالطه آمیز باشد.

مغالطه(ابهام تأکید )

© 1987 - 2017 KHcc Sc.c.