مغالطه چندمعناییIntroduction to Logic

فصل ۵: مغالطه؛  قسمت ۶→: مغالطات ابهام/ چندمعنایی- بخش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

ابهام۱.آ چند معنایی:

مغالطه چندمعنایی

اکثر واژه‌ها بیشتر از یک معنی لفظی دارند، و بیشتر اوقات هم با توجه به زمینه متن و فهم درخور هنگام خواندن و شنیدن، مشکلی در تميز این معانی از یکدیگر وجود ندارد. اما وقتی معانی چند واژه یا عبارت را در هم بیامیزیم – عامدانه یا تصادفی – واژه را چندپهلو بکار گرفته‌ایم. چنانچه این کار درزمینهٔ یک استدلال انجام پذیرد، مرتکب مغالطه چندمعنائی گشته‌ا‌یم.

گاهی چندمعنائی آشکار و فاقد هدف ویژه است و بیشتر برای متن‌های طنز بکار گرفته می‌شود. لویس کارول در اثر خود ماجراهای آلیس در سفر میان آینه‌ها(آن‌سوی آینه‌ها) لبریز از چندمعنائی‌های سرگرم‌کننده و هوشمندانه است. در یکی از این نمونه‌ها آمده:

"با چه کسی از جاده گذشتی؟" شاه ادامه داد، و برای لحظه‌ای با دستانش به پیام‌رسان اشاره کرد.
پیام‌رسان گفت "هیچ‌کس."
شاه گفت "کاملاً درست است. این خانم جوان هم او را دیده، پس از اين‌قرار هیچ‌کس از تو تند‌تر راه نمي‌رود."

چندپهلویی در این قطعه متن درواقع بیشتر زیرکانه است. در اولین کاربرد واژه "هیچ‌کس" معنی آن "هیچ فردی" است. سپس مورد ارجاعِ ضمیر ("او") شده است، به‌گونه‌ای که آشکار می‌سازد واژه "هیچ‌کس" باید نام شخصی باید باشد. در ادامه واژه یکسان بازهم به‌عنوان نام ("هیچ‌کس") بکار رفته است، این‌بار اشاره به کسی دارد که ویژگی (از جاده گذشتن) را دارد که ظاهراً از اولین کاربرد  عبارت به دست می‌آید.   چندپهلویی گاهی ابزار شوخ‌طبعی می‌شود — و  لویس کارول منطق‌دان خیلی شوخ‌طبعی بوده.

استدلال‌های چندمعنائی همیشه مغالطه آمیز هستند، اما همیشه هم مهمل یا طنز نیستند، همان‌گونه که در مثال زیر ملاحظه خواهید کرد:

در عبارت "ایمان داشتن به" چندمعنائی وجود دارد که کمک می‌کند ایمان قابل‌احترام به نظر برسد. وقتی یک مرد می‌گوید به رئیس‌جمهور ایمان دارد وی فرض کرده بر هرکسی آشکار است که یک رئیس‌جمهور وجود دارد، و همین الآن هم موجود است، و اظهار اطمینان کرده است که رئیس‌جمهور درمجموع کارهای مفید انجام می‌دهد. اما اگر یک مرد بگوید به تله‌پاتی ایمان دارد، منظور او این نیست که اطمینان دارد تله‌پاتی درمجموع کارهای مفید انجام می‌دهد، او عقیده دارد که تله‌پاتی گاهی رخ می‌دهد، و تله‌پاتی وجود دارد. بنابراین، عبارت "ایمان داشتن به "آ" گاهی به معنای این است که اطمینان به کارهای مفید توسط “آ” وجود دارد، و فرض بر این است یا دانسته است که ‘آ” وجود دارد. معنی "ایمان داشتن به خداوند" کدام است؟ به گونه چندپهلو هر دو معنا، و به‌طور بدیهی آنچه در یک  برداست از معنای آن برمی‌آید، توصیه به آنچه در معنای دیگر برداشت می‌شود، است.  اگر یک خداوند قادر متعال وجود دارد به‌طور بدیهی قابل‌قبول است که عقیده داشت وی اعمال خیر انجام می‌دهد.  در این برداشت "ایمان داشته داشته باش به خداوند" یک نصیحت قابل قبول است، اما القا کننده به‌ برداشت دیگر هم هست، یعنی "باور آوردن به خداوند قادر متعال و خیر، فارغ از برهان". بنابراین مقبولیت باور به خداوند، چنانچه وجود دارد، سبب گردیده تا به نظر برسد باور داشتن به وجود خدا نیز مقبولیت دارد.

ابهام۱.ب چند معنایی واژگان نسبی:

گونه‌ای از چندمعنائی (مغالطه واژگان نسبی) وجود دارد که به‌ویژه شایسته یادآوری است. خطایی که برخاسته از کاربرد نابجای واژگان "نسبی" است؛ این واژگان دارای معانی مختلف درزمینهٔ مختلف است. برای مثال، واژۀ بلند یک واژۀ نسبی است؛ یک مرد بلند و یک ساختمان بلند در دو مقولۀ کاملاً مختلف جای می‌گیرند. یک مرد بلند مردی است که از اکثر مردها بلندتر است، یک ساختمان بلند ساختمانی است که از اکثر ساختمان‌ها بلندتر است. انواعی از استدلال که برای عبارات غیر نسبی معتبر هستند، وقتی بجای آن‌ها کلمات نسبی جانشین گردند از اعتبار ساقط می‌گردند. "فیل یک حیوان است؛ بنابراین یک فیل خاکستری نیز یک حیوان خاكستري است" یک استدلال معتبر است. واژۀ خاکستری یک واژۀ غیر نسبی است. اما استدلال "یک فیل یک حیوان است، بنابراین یک فیل کوچک یک حیوان کوچک است" مهمل است. نکته در اینجا نسبی بودن واژۀ "کوچک" است: یک فیل کوچک یک حیوان بسیار بزرگ است. با توجه به واژۀ نسبی "کوچک"، مغالطه رخ‌داده گونه‌اي از چندپهلويي است. همۀ چندپهلو گوئی‌های نسبی به این آشکاری نیستند. واژۀ "خوب" یک واژۀ نسبی است، و اغلب نیز بحث در مورد آن به‌صورت چندپهلو است. برای مثال، با توجه به چنین و چنان او یک فرماندۀ خوب است و بنابراین باید یک رئیس‌جمهور خوب هم باشد، یا او یک تحصیل‌کردۀ خوب است، بنابراین باید معلم خوب هم‌ باشد.

مغالطه(ابهام )

© 1987 - 2017 KHcc Sc.c.