مغالطه ازدست‌رفتگیIntroduction to Logic

فصل ۵: مغالطه؛  قسمت ۳→: مغالطات ربط / ازدست‌دادگی سررشته - بخش ۱: منطق غیر صوری؛  کتاب درآمد به منطق. آخرین ویرایش:۱۳۹۴/۱۰/۰۱

ربط۷ ازدست‌‌دادگی سررشته:

در میان مغالطه‌های ربط این واپسین مغالطه شاید سخت‌ترین آن‌ها برای شرح دقیق باشد. نام‌های گوناگون جایگزین، ازجمله نتیجه بی‌ربط، پس زدن* به خطا، به این مغالطه داده‌شده. این مغالطه وقتی رخ می‌دهد که یک استدلال می‌شکند، یعنی با یک بررسی نزدیک درمی‌یابیم که بین مقدمات و نتیجه یک "گسست" پیش‌آمده است.  این گسست گاهی عمدی و فریب‌آمیز است، اما بیشتر برآمده از اندیشیدن درهم‌وبرهم است، یک سردرگمی در دلیل‌آوری که آورنده استدلال نیز به‌تمامی بدان آگاه نیست یا آن را درنیافته است.

ارسطو، که نخستین طبقه‌بندی مغالطات غیر صوری‌ به‌گونه روشمند را ارائه کرد، می‌گوید، این مغالطه، که ما آن را ازدست‌دادگی سررشته(یا ignoratio elenchi) می‌نامیم، خطایی است برخاسته از پیگیری برای پس زدن یک استدلال. واژه لاتینی elenchi، دست آمده از یک واژه یونانی، به معنی هیچ‌سازی برهان یا پس‌زنی برهان است. ازدست‌دادگی سررشته یک پس‌زنی(ابطال) برهان است که به خطا انجام می‌گیرد، چراکه آورنده برهان به‌تمام گزاره موردبحث را درنیافته و طرف دیگر نیز ادعایی را پس می‌زند یا کوشش دارد پس زند که جز از موضوع اصلی بحث است. وی سررشته را از دست داده است.

برای مثال، فرض کنید فردی پای می‌فشرد که چه قدر افزایش بودجه برای دبستان‌های عمومی مهم است. حریف وی تأکید  می‌کند که آموزش کودکان بسیار بیشتر از صرف آموزش دبستانی است، که این نیز وابسته به گذران سال‌های پیش‌دبستانی است. این ادعا کاملاً قبول است ولی این، یک از‌دست‌دادگی سررشته است که پیش‌تر گفته شد. یک طرف استدلالی برای آ، نیاز به افزایش بودجه را در پیش می‌گذارد، مخاطب وی در مخالفت پاسخ ب، اهمیت آموزش پیش‌دبستانی، را ارائه می‌کند.

فرض کنید بحث بسیار چالش‌برانگیزی درباره اصلاح قانون مالیات— به فرض حذف مالیات بر ارث، در جریان است. طرفی بحث می‌کند که این مالیات ناروا است، زیرا مالیات بر املاک ماترک هنگام تحصیل آن پرداخت‌شده است— و بنابراین مالیات گرفتن از چنین ماترکی دو بار مالیات گیری است. طرف مقابل که پشتیبان دریافت مالیات است می‌گوید مالیات بر ارث برای املاک بسیار گسترده است و افزون بر آن (طرفدار مالیات بر ارث ادامه می‌دهد) دولت نیازمند پول است. این پاسخ یک ازدست‌دادگی سررشته است. البته می‌توان از مالیات بر ارث دفاع کرد، اما گستردگی املاک و نیازمندی به منابع مالی، ازدست‌دادگی سررشته استدلالی است که ارائه شده بود: ادعای ناروا بودن دو بار مالیات گیری. به شیوه مشابه، در یک جنجال (به فرض) بر سر یک سیسم تسلیحاتی جدید بسیار پر هزینه برای ارتش، مشکوک بودن جنبه عملیاتی و هزینه بسیار زیاد آن موردنقد است. اگر مقدمات مدافعان این بحث به چیزی بیشتر از نیاز میرم به دفاع ملی توانمند تأکید نکنند، آنگاه این مدافعان گرفتار ازدست‌دادگی سررشته شده‌اند. بسیار آسان می‌توان به اهداف با عبارات کلی— مانند امنیت ملی، توازن بودجه —  تأکید کرد؛ به‌احتمال بیش، پرسش سخت در این منازعه این است که آیا بعض مقیاس‌های خاص پیشنهادی (یک سیستم تسلیحاتی جدید، یک مالیات خاص) واقعاً به اهداف مفروض می‌انجامند و اگر احتمالاً می‌انجامند آیا به کارایی و کارآمدی جایگزین‌های دیگر هستند. دور زدن از پرسش‌های سخت با تأکید به توافق بر تعمیم‌های (کلی‌گویی‌های) آسان درباره اهداف گسترده‌تر ازدست‌دادگی سررشته است.

در یک برداشت، هر مغالطه از گونه بی‌ربطی یک ازدست‌دادگی سررشته است، زیرا در همه این مغالطات شکافی بین مقدمات و نتیجه است. مقدماتی که بی‌ربط هستند— شاه‌ماهی سرخ، پهلوان پنبه، استدلال بر شخص — همه یک ازدست‌دادگی سررشته هستند و چنین نیز است. لیکن ما این نام را برای آن مغالطات بی‌ربطی نگاه خواهیم داشت که در بقیه رده‌ها جای نمی‌یابند. می‌توان گفت، ازدست‌دادگی سررشته یک رده کلی از مغالطات است: آن مغالطات که در آن‌ها آشکارا، مقدمات در ایجاد پیوستگی با نتیجه منظور، با انسجام درخور استدلال بخردانه، ناموفق هستند.

ربط۷آ نتیجه پرت:

عبارت دیگری نیز با چنین گستردگی و انعطاف وجود دارد، این عبارت، نتیجه پرت non sequiter که معنی لفظی "در پی نمی‌آید" را دارد، است. یک نتیجه پرت یک استدلال است که در آن، نتیجه آشکارا از مقدمات به دست نمی‌آید. در این برداشت کلی، هر مغالطه یک نتیجه پرت است. یک نامزد رئیس‌جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۰م، جرج دابلیو بوش، خاطرنشان می‌کرد که (با توجه به اختیاراتش به‌عنوان فرماندار تگزاس) در فکر به تعويق انداختن حكم اعدام مردی است که به علت جنایت محکوم به اعدام شده و در نوبت اجرای حكم قرار دارد. از وی پرسیده شد، چرا قبل از آنکه تصمیم قطعی بگیرید این خبر را اعلام کردید؟ او جواب داد:

معتقدم این موقعیت مهمی برای من است تا علامتی را درباره آنچه ممکن است انجام دهم ارسال نمایم، زیرا این موقعیتی است که ما در حال بررسی بی‌گناهی یا گناهکاری یک انسان هستیم.

بیشتر کاربرد عبارت نتیجه پرت مربوط به زمانی است که شکاف بین مقدمات و نتيجه به‌طور ناراحت‌کننده بسیار گسترده است. "یک نتیجه پرت زمخت و بزرگ" آن‌طور که آبراهام لینکلن در یک سخنرانی در سال ۱۸۵۴م مشاهده کرده بود "گاهی دو برابر خطرناک‌تر از يك مغالطه آراسته بود."

در مواقعی، آنچه به نظر یک نتیجه پرت می‌آید با ژرف‌نگری بیشتر روشن می‌شود که این‌گونه نبوده. به یک گزارش از کتاب "افتضاحات قانونی بزرگ" توجه نمایید:

زندانی پاسخ داد که گناهکار است. او سپس گفت، اشتباه کرده است و قاضی اجازه‌داد تا او پاسخ خود را به بی‌گناه برگرداند. محاکمه برگزار شد و نظر هیئت‌منصفه به بی‌گناهی بود. رئیس دادگاه آقای قاضی هاوکینز گفت "زندانی؛ "چند لحظه پیش گفتی که دزد هستی، اکنون بنا بر نظر هیئت‌منصفه تو یک دروغ‌گو هستی. اتهامی به تو وارد نیست.

مغالطه

© 1987 - 2017 KHcc Sc.c.